زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت دنیا نقش مؤثر و چشم‌گیری در سلامت روانی جامعه دارند، این زنان هستند که اساسی‌ترین پایه‌های اخلاقی را در جامعه رقم می‌زنند، بررسی‌ها نشان می‌دهد که صنعت بازی‌های رایانه‌ای به‌عنوان یک رسانه‏‌ی مهم و جدی در نشان‌دادن ابعاد شخصیتی زنان ناکارآمد است. علاوه بر شخصیت‌پردازی و کلیشه‌های جنسیتی، گیمرهای زن هم معمولاً به‌عنوان یک اقلیت در نظر گرفته می‌شوند، اما بررسی‌های این صنعت نشان داده است که با گذشت زمان، نسبت جنسیت به مساوی نزدیک‌تر شده است بااین‌وجود هنوز شاهد خلق شخصیت‌های شایسته‌‏ی مقام زن در بازی‌ها نیستیم. شخصیت‌های زن در اغلب بازی‌ها نقش‌های سنتی جنسیتی و به‌عنوان یک کالا به‌صورت آشکار و پنهان نشان داده می‌شوند. سه تصویر کلیشه‌ای عمده، زنان را در بازی متمایز می‌کنند: (۱) رابطه جنسی، (۲) پوشش ناهنجار، و (۳) ظاهر زیبا. مطالعات نشان می‌دهد که بیش از ۸۰٪ زنان دربازی‌های رایانه در یکی از این حالات به تصویر کشیده شده‌اند. زنان اغلب در نقش‌های کلیشه‌ای به تصویر کشیده می‌شوند که معمولاً مربوط به جنسیت است که در آن بر زیبایی و جذابیت جسمی زن تمرکز می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که نحوه‌ی به‌تصویرکشیدن جنسیت در بازی‌ها می‌تواند بر درک بازیکنان از نقش جنسیتی تأثیر بگذارد این در حالی است که گیمرها که درصد قابل‌توجهی نوجوانان پسر هستند و هیچ درک درستی از نقش و اهمیت جایگاه زن با بازی‌کردن به دست نمی‌آورند.

کاراکتر های زنان در بازی ها

دسته‌بندی کلی از شخصیت‌های زن دربازی‌های رایانه‌ای در ادامه آمده است. در این مطلب سعی شده توضیح مختصری همراه با یک مثال از هر کاراکتر را بررسی کنیم تا بتوانیم بیشتر با عمق فاجعه‌ی عدم شناخت شخصیت زنان و روح مردانه حاکم در سیاست گذاری و ساخت بازی‌های رایانه‌ای آشنا شویم.

  1. زن به‌عنوان عضو خانواده
    • مادر
    • خواهر
    • دختر
  1. کالای جنسی
  2. قهرمان
  3. ضدقهرمان و شرور
  4. مصرف‌کننده

زن به‌عنوان عضوی از خانواده

  • مادر:

مادری به‌عنوان یک مفهوم، موضوع بسیار پیچیده‌ای است. علی‌رغم این واقعیت که مادران به معنای واقعی کلمه تنها راه رسیدن ما به این کره خاکی هستند. دربازی‌های رایانه‌ای به‌طورکلی مادران نامرئی هستند و به‌عنوان ابزار روایت زمینه‌ای برای قهرمانان داستان هستند، آنها اغلب مرده یا غایب در نظر گرفته می‌شوند، بازی‌های رایانه‌ای تمایل دارند که آنها را به بخشی از یک روایت تبدیل نکنند یا آنها را در لیست شخصیت‌های اصلی قرار ندهند. اکثر شخصیت‌های مادر در بازی‌ها منحرفان جنسی یا هیولا صفت هستند، در بهترین حالت در چند دقیقه اول کشته می‌شوند، در طول بازی فقط به‌صورت نامه یا الهامات و روح مادران در دسترس هستند. آن زنانی که به‌عنوان چهره‌های مثبت مادر به تصویر کشیده می‌شوند، غالباً اصلاً مادر واقعی نیستند و یک زن روحانی در بازی به شمار می‌روند.

  • خواهر:

روابط خواهرانه دربازی‌های رایانه‌ای وجود دارد اما این روابط نیز اکثراً از نوع مسموم و انتقامی است و اگر بخواهیم دسته‌بندی کلی از آنها ارائه دهیم، بیشتر دربازی‌های مبارزه‌ای تن‌به‌تن دو خواهر به جنگ هم می‌روند یا خواهران کوچک‌تر اغلب سوژه بازی‌های ترسناک و دلهره‌آور هستند.

  • دختر

روابط دختر، پدری نیز از جمله سوژه‌های جذاب برای بازی‌سازان است که پایان تراژدیک در اکثر این روابط در انتظار است. نمونه دردناک و ناراحت‌کننده آن را در بازی آخرین بازمانده از ما، بین سارا و جوئل می‌توان شاهد بود. این بازی که داستانی پسا آخرالزمانی دارد در مورد افرادی هستند که به قارچی آلوده شده‌اند و در این شرایط به شهری که جوئل و دخترش سارا زندگی می‌کنند حمله می‌کنند جوئل به همراه دختر ۱۲ ساله‌اش سارا در حال گریز از مخمصه‌ای که در آن گرفتار شدند هستند که سارا توسط یکی از سربازها کشته و در دستان جوئل جان خود را از دست می‌دهد. همچنین شاهد دختران کوچک مبارزی هستیم که در میان انواع تهدیدها به‌تنهایی و یک‌تنه در حال نجات جان خود است. شخصیت “Clementine” در سری عناوین “The Walking Dead” یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین کاراکترهاست.

کالای جنسی

از همان روزهای ابتدایی صنعت گیم استفاده ابزاری از زنان یکی از راحت‌ترین روش‌های کسب درآمد برای بازی‌سازان است، بازی‌های رایانه‌ای که شامل تحریکات صریح جنسی است، به طور گسترده در اینترنت وجود دارد، از “انیمه” ، با ژانرهای مختلف مانند eroge و hentai ، تا GTA و PUBG که از پرفروش‌ترین بازی‌های ویدئویی در سراسر جهان هستند که شامل یک تحریک آشکار به خشونت به معنای تعریف شده در قانون جامع علیه خشونت بر اساس جنسیت است.

نمونه دردناک دیگر این بهره‌کشی از شخصیت زن را می‌توان زنان منفعل در جامعه نام برد، زنانی که هیچ کاری از دستشان برنمی‌آید جز اینکه معشوقه باشند و منتظر پرنسی که با اسب سفید آنها را نجات دهد نمونه نام آشنای این شخصیت‌ها، پرنسس هلو در بازی سوپر ماریو است. گرچه باید این را هم گفت که جنبش‌های فمینیستی باعث شده این مدل نقش‌ها برای زنان کمتر شود و سری‌های جدید بازی‌ها (مانند همین پرنسس هلو) کاراکتر را فعال‌تر و دارای عقیده و فکر نشان دهند اما از آن جایی که این شخصیت‌پردازی‌ها دارای تناقضات بسیار هستند مانند ظاهر و لباس و آرایش مو و صورت شخصیت که ربطی به گیم پلی و داستان بازی ندارد، برای بازیکن ارتباط عمیق و ریشه دار و جریان‌ساز ایجاد نمی‌کنند. در انیمیشن‌های سری‌ بعدی پرنسس‌های دیزنی هم این معضل دیده می‌شود که سازندگان نتوانستند موفق باشند و نظر بینندگان را نسبت به شخصیت‌های داستان تغییر دهند، ازآن‌گذشته با وجود همین تلاش ها، باز هم شاهد این مدل تفکر زن منفعل در بین بازی‌سازان در جوامع مختلف هستیم.

قهرمان

شخصیت‌های مثبت زن دربازی‌های رایانه‌ای کم و محدود هستند در یک دسته‌بندی کلی می‌توان به شخصیت‌های مستقلی و قهرمانی مانند لارا کرافت در توم ریدر و شخصیت‌های مکملی مانند فرح کریم در بازی  ندای وظیفه جنگاوری نوین اشاره کرد، اما نکته‌ای که وجود دارد، غالب این شخصیت‌ها از آن طرف بوم افتاده‌اند و جز ظاهر زنانه دیگر هیچ ویژگی زنانه و احساس و عاطفه‌ای را در آن‌ها شاهد نیستیم.

نوع دیگر قهرمان زن که شاید دربازی‌های رایانه‌ای انگشت‌شمار باشد، افرادی مانند کیت واکر در مجموعه “سایبریا” اشاره کرد که جز معدود کاراکترهایی است که هم از لحاظ ظاهری و پوشش و هم در روند بازی از دیدن یک زن قوی، توانمند، صاحب فکر و عقیده به عنوان کاراکتر اصلی می‌توان لذت برد.

ضدقهرمان و شرور

ردپای زنان شرور در بازی‌هایی که خوراک القای ترس دارند می‌توان به وفور یافت، ازآنجایی‌که بشر ذاتاً عشق و علاقه به مادر خود دارد از این ویژگی آدمی برای ضربه‌زدن به عواطف و احساسات او استفاده می‌کنند و در بازی‌ها شاهد مادران شروری هستیم که فرزندان خود را قربانی قدرت خود می‌کنند. شخصیت دالیا ژیلسپی در سایلنت هیل نمونه ای از این شخصیت پردازی هاست.

شخصیت آتنا در مجموعه‌ی خدای جنگ را می‌توان به لیست ضدقهرمان‌های زن اضافه کنیم.

نقش زنان به عنوان مصرف کننده در بازی های رایانه ای

مصرف کننده

کشتن اعتمادبه‌نفس زنان، راهکار قدیمی غلبه بر آنان است که با ظهور صنعت مد و فشن و نمایش چهره‌ها و اشخاصی با ویژگی‌های ظاهری خاص کار آسان‌تر شد. بازی‌های رایانه‌ای نیز به جهت بازار خوب و علاقه‌ی زنان و دختران به این مباحث دست‌به‌کار شده و انواع بازی‌های موبایلی و کنسولی با موضوع آرایش مو و صورت، مدلینگ و لباس عرضه‌ی بازار کرده‌اند. نمونه‌ی نام‌آشنای این مدل بازی‌ها باربی است. هدف اصلی از ساخت این بازی ها ایجاد سبک زندگی متناسب با اهداف مصرف کننده‌ی صرف بودن، مشغول داشتن زن به ظواهر، معطوف کردن زن به ارتباط با جنس مخالف و کالایی که نیاز است از سوی مردان تایید شود.

گرچه تاریخ، قصه‌ها و داستان‌های کهن ما پر از زنان سرنوشت‌ساز هستند که از جنگ‌افروزی‌ها جلوگیری کردند و تاریخ را دگرگون ساختند نه تنها خبری از این زنان دربازی‌های رایانه‌ای ایرانی نیست بلکه شاهد زنانی مخصوصا دربازی‌های موبایلی ایرانی هستیم که تشویق‌کننده‌ی مصرف‌گرایی و تجمل پرستی هستند، زنانی که همسر و معشوقه خود را با بی‌اخلاقی مجبور به تهیه‌ی وسایل و تجهیزات بهتر منزل می‌کنند مانند گل مراد یا زنانی که با پوشیدن مانتوی جلوباز و شلوار کوتاه احساس رضایت بیشتری دارند مانند بازی بابا شاه. نمونه‌های بسیار زیادی از این شخصیت‌پردازی‌ها داریم که اگر بخواهیم در این باره صحبت کنیم قصه‏ ی هزار و یک شب می‌شود.

نتیجه گیری

بازی‌های دیجیتال در طول تاریخ دارای رکوردی لکه‌دار در تصویرسازی جنسیتی هستند. آنچه در این مقاله جمع آوری گردید نمونه های مختصری از این شخصیت پردازی هاست. مدت‌هاست که کمبود عمق در شخصیت‌های زن معمول است. امروزه زنان در جامعه نقش مؤثر و چشم‌گیری دارند همچنین باتوجه‌به رشد روزافزون گیمرهای زن مخصوصاً دربازی‌های موبایلی امید است که بازی‌سازان بتوانند عمیق‌تر به ویژگی‌ها و شخصیت زنان در جامعه نگاه کرده و قهرمانان زن را در جامعه شناسایی و بازنمایی کنند و دست از کلیشه‌ها بردارند.