سینما پدیده ای است بسیار جذاب و تاثیرگذار که راه خود را طی سالیان عمرش در میان جوامع بشری باز کرده و خود را به اشکال گوناگون و در قالب های متفاوت به بشر عرضه کرده و همیشه با استقبال مواجه شده است. به خصوص در زمانه ما که لذت جویی از فرهنگ تصویری بر بهره مندی چیرگی یافته است. از آنجا که این پدیده نقش بسیار مهمی در ایجاد یا خلق فرهنگ، تغییر فرهنگ و فرهنگ پذیری افراد جامعه دارد، تاثیرات خود را روی افراد مختلف به شیوه های متفاوتی بر جای گذارده است. یعنی اثری که بر فرهنگ غربی داشته، با اثری که بر فرهنگ شرق گذاشته، به جهت متفاوت بودن زمینه های فرهنگی این دو تمدن متفاوت بوده است.

لازم به ذکر است که سینما پدیده ای چندوجهی و چندبعدی نیز هست. از فرهنگ بشری تاثیر گرفته و بر فرهنگ های بیشتری تاثیر گذاشته، از قابلیت ها و قالب های موجود در هنرهای مختلف استفاده کرده و در عین حال به لحاظ هنری، دارای زیبایی شناسی منحصر به خود است.

از آنجا که سینمای هر جامعه می تواند بازتابی از ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مردمان آن باشد، باعث شده خانواده ایرانی از مهمترین مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی از جمله سینما به شمار آید. تصاویری که بر پرده سینما نقش می بندد، روایت ها و شخصیت های موجود در فیلم سینمایی اگر آینه تمام نمای جامعه نباشد، لااقل تصویری دور و بیگانه با زندگی مردم آن هم نیست، چراکه سینما عرصه ساخت و بازنمایی است؛ ساخت و بازنمایی فرد، جامعه و… از این طریق است که افراد و گروه های دیگر جامعه آن را دوباره و چندباره بازخوانی یا تماشا می کنند.

به‌همین دلیل است که افراد باتوجه به نیازهای متفاوت روانی و شرایط متفاوتی که در طول زندگی تجربه کرده‌اند، می‌توانند از برخی فیلم‌ها تاثیر بیشتری بگیرند و در برابر بعضی دیگر هم خنثی عمل کنند.

از نظر روانشناسان فیلم دیدن می‌تواند فرصت روبه‌رو شدن با احساس‌ها و افکاری که دانسته یا نادانسته پنهان‌شان کرده‌ایم و سراغ‌شان نمی‌رویم و دلیل ایجاد بسیاری از اختلالاتی است که فرصت زندگی سالم را از ما می‌گیرند را برای ما ایجاد کند. وقتی شما فیلم می‌بینید با شخصیت‌های داستان هم ذات‌پنداری می‌کنید و در حقیقت خود را قهرمان داستان می‌‌پندارید.

شما در جریان فیلم دیدن آنچه را که بر قهرمان داستان می‌گذرد احساس می‌کنید و ترس‌ها، غم‌ها، شادی‌ها و امیدواری‌های قهرمان را درون خود حس می‌کنید. در واقع شما به‌جای شخصیت داستان می‌نشینید و بدون آنکه از روی صندلی سینما یا از مقابل تلویزیون خانه‌تان بلند شوید، به تجربه‌هایی که دوست دارید دست می‌زنید و حس‌هایی که درون‌تان انباشته شده و هیچ‌وقت نتوانسته‌اید ابراز‌شان کنید را تخلیه می‌کنید. این تخلیه احساسی و هیجانی می‌تواند شما را به آرامش برساند.

اما تأثیر فیلم ها در کودک یا نوجوان تا آنجا است که تحقیقی در فرانسه نشان داد کودک یا نوجوانی که بیش از یک بار در هفته به سینما می رود نیازمند مراقبت روان پزشکی است. شدت تأثیر فیلم ها از آن جهت است که برای کودک، فیلم چیزی جز واقعیت نیست. به عبارتی کودک برای فیلم ها جنبه تصوری و خیالی قایل نیست. از نظر او آنچه که می بیند جزئی از زندگی واقعی است. خصوصاً هنگامی که محتوای فیلم برای کودک جذاب و دارای کشش باشد، مثل فیلم هایی که پر است از حرکات دفاعی یا ورزش های رزمی برای پسران! اینجاست که کودک غرق تماشای فیلم می شود و آنچنان در فضای کودکان و حتی نوع لباس بازیگر متمرکز می شود که وجود خود را از یاد می برد و همراه و هم پای هنرپیشه ایفای نقش می کند. شخصیت بازیگر را می پذیرد و چنان در قالب نقش هنرپیشه فرو می رود که انگار هر اتفاقی برای هنرپیشه می افتد برای خود او روی داده است. بدین سبب همراه با بازیگر شاد می شود، غمگین می شود، مضطرب و پریشان در حوادث می ماند و… خلاصه این که کودک در ذهن خود و گاه در عمل، فیلم را بازی می کند.

Parenting experts say it's never too early to talk to your kids ...

مسئله بعدی ایجاد حالت تعارض و ناكامی است كه در بیننده – خصوصاً جوان و نوجوان – به وجود می آید. گفتیم كودك یا نوجوان با هنرپیشه فیلم همانند می شود و سعی می كند رفتار، حركات و حتی تكیه كلام های او را تقلید كند. از طرفی چون آموزش های فیلم با آنچه در ساخت فرهنگی جامعه ما ارزش محسوب می شود انطباق ندارند. این تضاد فرهنگی سبب می شود نوجوان نتواند كاملاً رفتارها را تقلید كند. نوجوان در اثر این تفاوت ها، احساس ناكامی كرده، بین خواست های خود و آنچه جامعه و سیستم ارزشی حاكم بر آن از او می خواهد تعارض می بیند و همین احساس ناكامی و تعارض عاملی برای نزدیك شدن به اضطراب و بیماری روانی خواهد بود.

سينما با كل جامعه تاثير و تاثر متقابل دارد يا مي تواند داشته باشد. سياستگذاري ها طبيعتاً بايد در جهت تسهيل اين امر باشد. بيشتر مباحث منتقدان و جامعه شناسان متوجه به تاثير سينما بر جامعه است و از طرف دوم اين رابطه غفلت دارند. در بحث از سينماي جوامع و كشورها مي توان رنگ و بو و مضامين فيلم ها را بر اساس ويژگي ها و ساخت هاي فرهنگي ـ اجتماعي آنان دنبال كرد. بدين ترتيب سينما را نمي توان منفك از وضعيت ادبيات، موسيقي، نمايش، معماري و دیگر هنرهاي يك جامعه دانست.