سیمبا، پسر موسافا، سلطان جنگل، پس از مرگ پدرش، خود را مسئول مرگ او میداند و از گله فرار میکند. بدین ترتیب، حکومت به دست اسکار، عموی سیمبا، و کفتارها می افتد و کفتارها، چرخه طبیعی جنگل را مختل میکنند…