آنچه لازم است والدین بدانند
فیلم بت به مسئلهای جنجالی و درست میپردازد که تا امروز، کمتر تولیدات فرهنگی و رسانهای بودهاند که به آن اشاره کرده باشند. آموزش در این حیطه تنها مختص کودکان نیست، بزرگسالان نیز باید خود را نسبت به این مسئله آماده کنند. موضوع انسانی است که برای پول و شهرت، دست به حرکاتی عجیب و شاید حماقتبار میزند و به دنبال آن، انسانهایی هستند که تماشاگر و سرمایه این نمایش میشوند.
یکی از عجیبترین چهرههای انسان معاصر، کسی است که حاضر باشد کارهای عجیب و حتی احمقانه را به نمایش بگذارد تا در ازای آن مادیات بگیرد. لیلا تصمیم میگیرد ۲۰۰ ساعت بیدار بماند، نه برای کشف حقیقتی علمی، فقط برای جذب مخاطب بیشتر و تبدیل توجه دیگران به پول. او میداند که به بدنش آسیب میزند، اما در محاسباتش، احتمال وایرالشدن از خطر آسیبدیدن ارزشمندتر شده است.
در گذشته ممکن بود کسی برای پول دست به کار خطرناکی بزند؛ اما امروز گاهی خودِ خطر به محتوا تبدیل میشود. رنج و بیخوابی، تحقیرو ترس و رفتارهای احمقانه میتوانند به محصولی تبدیل شوند که برای مخاطب سرگرمکننده و برای تولیدکننده درآمدزا باشد. گویی در عصر پلتفرمها، انسان دیگر فقط نیروی کارش را نمیفروشد؛ سلامت و حریم خصوصی خود را معامله میکند.
مسئله فقط کسی مثل لیلا نیست که ۲۰۰ ساعت بیدار میماند؛ مسئله سیستمی است که ممکن است به او پاداش بدهد. اگر نتیجه رفتار منطقی زمانبر باشند، اما یک حرکت خطرناک در چند ساعت میلیونها بازدید بسازد، فرد ممکن است به این نتیجه برسد که برای موفقیت لازم نیست چیز ارزشمندی تولید کند؛ کافی است کاری کند که مردم نتوانند از تماشایش چشم بردارند؛ و در این نقطه، منطق خطرناکی شکل میگیرد: «اگر کار عاقلانه دیده نمیشود، پس کار احمقانهتری انجام میدهم.» وقتی این منطق جا بیفتد، هر بار باید افراطیتر از قبل عمل کرد تا توجه مخاطب حفظ شود و خواستهاش برآورده. کاری که دیروز عجیب بود، امروز عادی است و فردا باید جای خود را به کاری خطرناکتر بدهد، و این چرخه ادامه دارد.
غمانگیزترین بخش ماجرا این است که این انسان ممکن است تصور کند از رسانه و پلتفرم استفاده میکند، در حالی که خودش به ابزار آنها تبدیل شده است. فکر میکند با هر بازدید یک قدم به موفقیت نزدیکتر میشود؛ اما شاید در عمل، بدن و شخصیتش را به سوختی برای موتور توجه تبدیل کرده باشد. پلتفرم از محتوای او توجه میگیرد، مخاطب سرگرم میشود، تبلیغکننده به مشتری دسترسی پیدا میکند و او میماند با هزینهای که ممکن است بر سلامت و زندگیاش تحمیل شده باشد. دقیقا مانند اتفاقی که برای لیلا رخ داد. او برای دیدهشدن حاضر شد به خودش آسیب بزند؛ یعنی نگاه دیگران را آنقدر جدی گرفت که نگاهش به خودش را از دست داد. و این شاید یکی از تلخترین تناقضهای انسانهای عصر ما باشد؛ انسانی که برای اثبات ارزشمندی خود، حاضر است کاری انجام دهد که در خلوت شاید حتی نتواند از آن دفاع کند.
در چنین جهانی، دیگر لازم نیست کسی انسان را مجبور کند خودت را قربانی کنی. کافی است به او وعده دهد که اگر کمی بیشتر خطر کند، کمی بیشتر خودش را تحقیر کند و کمی بیشتر از مرزهای عقل عبور کند، شاید مشهور شود، پولدار شود، و شاید بالاخره کسی او را ببیند.
سؤالی که فیلم برای مخاطب مطرح میکند این است که وقتی انسان برای پول و شهرت حاضر میشود سلامت و عقلش را معامله کند، آیا واقعاً زندگیاش را میسازد، یا فقط خودش را به کالایی تبدیل میکند که برای دیگران سرگرمکننده است؟
در مبحثی از سواد رسانهای، فرد متوجه میشود الگوریتمها محتوای افراطی را تقویت میکنند. در کنار آموزش این مبحث سعی نمایید نگاه انتقادی خود و اطرافیان را با طرح پرسشهایی مانند این محتوا چه چیزی را میفروشد؟ چه کسی از آن پول درمیآورد؟ سازندهاش چه بهایی پرداخته است؟ اگر تماشا نکنیم، چه اتفاقی میافتد؟ تقویت کنید.
اما این فیلم فقط هشدار نیست؛ دعوتی به تربیت نگاه است. باید به کودک، نوجوان و بزرگسال یاد بدهیم که دیدهشدن با ارزشمند بودن، یکی نیست. اگر کسی برای جلب توجه به خودش آسیب میزند، او قربانی سیستمی است که توجه را به کالا تبدیل کرده است. ما میتوانیم تماشاگر مسئول باشیم، چنین محتواهایی را دنبال نکنیم، مسخره نکنیم و با لایک و بازدید به چرخهٔ آسیب دامن نزنیم. در عوض، سلامت و عزت نفس را تشویق کنیم. تربیت واقعی این است که به کودک و نوجوان بیاموزیم ارزش او به تعداد تماشاگرانش نیست؛ به انسانی است که در خلوت هم میتواند از انتخابهایش دفاع کند.





نظرات کاربران
هیچ نظری وجود ندارد
هیچ نظری وجود ندارد
افزودن دیدگاه در مورد بُت