• امروز : ۵ مرداد ۱۴۰۰

پدر

پدر

بررسی تخصصی فیلم The Father

author-img

توسط : پریسا نوری پور ارزیاب کدومو

1 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

دیدگاه کدومو

15 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

  آنتونی پیرمردی در آستانه‌ی زوال حافظه است که در برابر پذیرش این موضوع مقاومت می‌کند. او تحت حمایت و سرپرستی دختر بزرگش آنه زندگی می‌کند و با قبول پرستار از جانب آنه مخالفت می‌کند. آنه نیز مجبور است به خاطر ازدواج و زندگی جدیدش لندن را ترک کرده و به پاریس نقل مکان کند. این فیلم بر اساس حافظه‌ی رو به زوال آنتونی ساخته شده است. یعنی مخاطب با صحنه‌های منقطع و کوتاه از حافظه‌ی آنتونی مثل گم کردن زمان، از یاد بردن اشخاص و یا دیدن چهره‌ی دختر از دست رفته‌اش «لوسی» در چهره‌ی یک پرستار جوان و بازگشت ذهن به زندگی آنه با همسر سابقش رو به رو می‌شود. آنه نیز در برابر این حالات پدر علی‌رغم میل باطنی خود پدر را به خانه‌ی سالمندان منتقل می‌کند. آنتونی در خانه‌ی سالمندان هر روز با بحران نشناختن خود و دیگران مواجه می‌شود که با دلداری‌ها و داروهایی که پرستارش لورا به او می‌دهد روزهای سخت پیری را سپری می‌کند.

سال 2020 97 دقیقه جزئیات کامل اثر

دیدگاه والدین

17 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

بر اساس 1 رأی

دیدگاه فرزندان

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

جزئیات
خشونت

اثر خشنی نیست اما مواردی مثل مواجهه‌ی ناگهانی مخاطب با خانه‌ی سالمندان و دیدن حال نامساعد آنتونی یعنی نشناختن خود و اطرافیان و نیز سیلی خوردن آنتونی از پائول (همسر سابق آنه) و خفه کردن آنتونی توسط آنه در خیال خودش، نوعی خشونت روانی را به دنبال دارد که منجر به متأثرشدن و متأسف‌شدن مخاطب می‌گردد.

جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

آنتونی برای راندن پرستار خود به او توهین جنسی می‌کند و او را «فاحشه‌ی دوهزاری» می‌خواند و به او تهمت دزدی می‌زند.

جزئیات
پیام مثبت

این فیلم شرایط روانی مواجهه‌ی سالمندان با مقوله‌ای به نام پیری و بیماری‌های مربوط به کهولت را به فرزندان و اطرافیان آنها به خوبی نشان می‌دهد. آنتونی پیرمردی است که شرایط خود را نمی‌پذیرد و در این کشاکش با دختر خود آنه نیز لج می‌کند و پرستارهایی که او برایش در نظر می‌گیرد را به بهانه‌های مختلفی فراری می‌دهد. تنها به این دلیل که خودش می‌تواند از پس کارهای خودش بربیاید، اما سرانجام زوال حافظه و چیره شدن پیری او را به زانو درمی‌آورد.

ادامه متن
جزئیات
الگوی مثبت

اگرچه آنه مجبور می‌شود که آنتونی را به خانه‌ی سالمندان منتقل کند، اما قبل از ارتکاب این عمل او تمام سعی و تلاش خود را برای آنکه پدرش بتواند زندگی مستقل خود را داشته باشد، انجام می‌دهد و صبورانه به کارها و نیازهای او رسیدگی می‌کرد. لورا نیز به عنوان پرستار آنتونی در خانه‌ی سالمندان، علاوه بر کمک‌های دارویی، از نظر روحی و عاطفی نیز آنتونی را حمایت می‌کند.

آنچه لازم است والدین بدانند

این فیلم به زندگی و شرایط روحی پیرمردی می‌پردازد که درآستانه‌ی زوال حافظه ایستاده است. اگرچه مضمونی غم‌انگیز دارد، اما می‌تواند به مخاطبان در هر شرایط سنی قدرت درک متقابل بدهد و آنها را دعوت به دیدن دنیا از چشم چنین سالمندانی بکند و اگر در زندگی خود با چنین موضوعی دست و پنجه نرم می‌کنند، این اثر می‌تواند آنها را برای گرفتن تصمیمات بهتری به فکر فرو ببرد. مخاطب نوجوان می‌تواند به موازت تماشای آنتونی، شخصیت پدربزرگش را جایگزین او کند؛ و یا خود را جای آنه که چنین پدری دارد قرار دهد. این فیلم فارغ از ماهیت توصیفی روزگار کهنسالی و مسائلش، می‌تواند در مقام انذار باشد. چنین سرنوشتی می‌تواند برای هرکسی رخ دهد. حتماً نوجوان با تماشای محصول حاضر، آینده‌ی والدین خود را در روزگار پیری تصور می‌کند. در این زمینه با او صحبت کنید. گاهی باید به واقعیت‌ها هم فکر کرد...از طرفی هم نباید نگران آینده‌ی نامعلوم شد.

صحنه‌هایی که حاوی خشونت روانی است مثل، خفه کردن آنتونی توسط آنه و نیز سیلی خوردن آنتونی از پائول، در خیالات آنتونی اتفاق می‌افتد اما می‌تواند برای مخاطبین در سن پایین، بسیار تاثیرگذار باشد.

خلاصه:

این فیلم شرایط روحی و حالات روانی یک پیرمرد رو به زوال را به بهترین شکل برای مخاطبان به نمایش می‌گذارد و می‌تواند به آنها قدرت درک متقابل از وضعیت چنین سالمندانی را بدهد.

با فرزندان خود صحبت کنید درباره

آیا آنه می‌توانست گزینه‌ی دیگری را جایگزین خانه‌ی سالمندان بکند؟

آنه چطور می‌توانست به آنتونی در پذیرش وضعیتش کمک بکند؟

آیا آنه دختری بی‌عاطفه است؟

لورا چگونه از پس آرام کردن آنتونی برآمد؟

آنتونی به چه چیزی احتیاج داشت؟

ترحم با محبت کردن چه تفاوتی دارد؟

اگر جای آنه بودی چه می‌کردی؟

چه کسی در زندگی‌ات می‌تواند مانند آنتونی شود؟ تو در برابر او چه وظیفه‌ای داری؟

خلاصه:

آیا آنتونی با کمبودی مواجه بود؟

داستان فیلم

داستان این فیلم درباره‌ی پیرمردی به نام آنتونی است که همسر و دختر کوچک خود را از دست داده است و حالا تحت نظر و حمایت‌های دختر بزرگش آنه زندگی می‌کند. حافظه‌ی آنتونی روز به روز درحال تقلیل رفتن است و آنه نیز به تازگی با مردی آشنا شده است که برای ازدواج و زندگی با او باید لندن را ترک کرده و پاریس را برای زندگی انتخاب کند. آنتونی که با پرستارها سازشی ندارد و می‌خواهد به آنه بقبولاند که خودش از پس کارهایش برمی‌آید، مانع بزرگی برای آنه به حساب می‌آید.

فیلم بر اساس حافظه‌ی آنتونی پیش می‌رود. منقطع و با سکانس‌هایی کوتاه از گم‌کردن شب و روز توسط آنتونی، بازگشت ذهن به گذشته و دیدن آنه با همسر سابقش، دیدن اشخاص دیگر مثل لوسی (دختر کوچک آنتونی که فوت کرده است) در چهره‌ی یک پرستار. همه‌ی این جریانات باعث می‌شود که آنه علی‌رغم میل باطنی خود آنتونی را در خانه‌ی سالمندان، تحت نظارت و سرپرستی پرستار مهربانی به نام لورا بگذارد و خود به پاریس عزیمت کند. او فقط آخر هفته‌ها به آنتونی سر می‌زند. در خانه‌ی سالمندان نیز هربار که آنتونی از خواب بیدار می‌شود با بحران نشناختن خود و اطرافیانش مواجه می‌شود و مانند کودکی نابالغ به مادرش پناه می‌برد. اما لورا با داروها و دلداری‌های خود از راه می‌رسد و آنتونی را برای گذراندن یک روز دیگر آماده می‌کند.

جزئیات فیلم

کارگردان: فلوریان زلر/ Florian Zeller

نویسنده: کریستوفر همپتون/ فلوریان زلر/ Christopher Hampton/ Florian Zeller

نام تهیه کننده:

دیوید پارفیت / ژان لوئیس لیوی / فیلیپ کارکاسون / کریستف اسپادون / سیمون فرند

David Parfitt/ Jean-Louis Livi/ Philippe Carcassonne/ Christophe Spadone/ Simon Friend

نام بازیگران:

آنتونی هاپکینز / اولیویا کلمن / مارک گاتیس / ایموژن پوتز / روفوس سیول / اولیویا ویلیامز

Anthony Hopkins/ Olivia Colman/ Mark Gatiss/ Imogen Poots/ Rufus Sewell/ Olivia Williams

نام شخصیت ها:

آنتونی: او پدر پیر آنه است که دچار آلزایمر شده است. او تنها زندگی می‌کند و اصرار دارد که به آنه بقبولاند که می‌تواند از پس کارهای خود بربیاید.

آنه: او دختر آنتونی است که قصد دارد از لندن به پاریس نقل مکان کند.

پائول: او همسر آنه است.

لوسی: او دختر کوچکتر آنتونی است که سال‌ها پیش در یک تصادف فوت کرده است. او یک نقاش بود.

لورا: او پرستار آنتونی در خانه‌ی سالمندان است.

بیل: او پزشک آنتونی در خانه‌ی سالمندان است.

کشور سازنده: فرانسه – انگلستان

کمپانی سازنده:

Les Films du Cru (present)

Film4 (present)

Orange Studio (in association with)

Canal+ (in association with)

Ciné+ (in association with)

Embankment Films (in association with)

F Comme Film (production)

Trademark Films (production)

Cine@ (production)

AG Studios NYC (production consultant)

Viewfinder

ادامه متن

نظرات کاربران

افزودن دیدگاه

بزرگسال

توسط : مریم فروزان کیا

۶ تیر ۱۴۰۰

مناسب سن 17+ گزارش نظر
نقد و بررسی فیلم پدر The Father

فیلم پدر را دیدم به خاطر بازیگرش یعنی آنتونی هاپکینز که تمام کسانی که اهل کتاب و مطاله باشند فیلمی اقتباس شده از کتاب سکوت بره ها اثر توماس هریس که او به زیبایی در نقش دکتر لکتر هانیبال ظاهر شده بود را به خوبی میشناسند همان نقشی که به خاطرش برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد و حالا نوبت ایفای نقش هاپکینز در فیلمی به اسم پدر است، یعنی اولین ساخته فلوریان زلر نمایشنامه نویسی که حالا برای اولین بار نمایشنامه اش را کارگردانی و در قالب فیلم سینمایی به تصویر می کشد همان طور که می دانیم گاردین او را هیجان‌انگیزترین نمایشنامه‌نویس قرن حاضر می‌داند. اضافه می کنم که مابحث زبان‌شناسی، روان‌شناسی و فلسفه در آثار زلر بسیار قوی هستند در واقع او در آثارش دغدغه‌های اجتماعی دنیای مدرن را به تصویر کشیده است درست مثل همین اثر که یکی از سه گانه های او ست یعنی نمایشنامه هایش به نام های (پدر، مادر و پسر) و ناگفته نماند تبدیل یک نمایشنامه به یک فیلمنامه اصلا کار راحتی نیست(همانطور که خواندن این دو نیز باهم متفاوت است) و اینکه بتوانی پیامت را به همان خوبی به مخاطب سینمایی ات انتقال دهی. باید اعتراف کنم فیلم پدر به خوبی از آب در آمده و پیامی را که می خواسته خیلی عالی منتقل کرده است فیلم از دیدگاه من یک نوآوری بسیار عالی و در عین حال ظریف داشت اگر فیلم من هنوز آلیس هستم(Still Alice) را دیده باشید و حتی فیلم هایی از این دست را متوجه میشوید همه مخاطبان در دنیای بیرون از ذهن بیمار آلزایمری قرار دارند اما برعکس در فیلم پدر با کمک قلم بسیار زیبای زلر و چیدمان صحنه ها و بازی بی نظیر هاپکینز این بار مخاطب دنیای بیرون را از دنیای درون ذهن یک فرد آلزایمری می بیند. فیلم مثل تکه های پازل پراکنده با المان ها و نشانه هایی که در طول فیلم به ما می دهد حتی بعضا شخصیت های اصلی داستان مثل آن، همسر آن که حتی هنرپیشه هایشان هم تغییر می کنند به خوبی به بیننده نشان می دهد که دنیا از دید یک فرد آلزایمری چه شکلی و چه رنگی است؟ چیدمان ذهنی او به چه صورتی است؟ آدم ها را چگونه می بیند؟ نزدییکانش را چگونه شناسایی می کند؟ تنها چیز ثابت این فیلم شخصیت دختر فوت شده آنتونی است، دختر مورد علاقه اش که هنوز برخلاف دنیای واقعی زنده، دوست داشتنی و شاداب است. تمام علاقمندی آنتونی خانه و ساعتش است، ساعتی که مدام گمش می کند و در انتها به صورت سنجاق سینه روی لباس پرستار در آسایشگاه می بینیمش. خانه مکانی برای زندگی، آرامش و سکون است و ساعت نماد زمان است. در طول فیلم شاهد هستیم که آنتونی علی رغم علاقه اش هر دوی این ها را از دست می دهد حتی متوجه می شود دختر کوچک مورد علاقه اش مدت ها پیش مرده است. دنیای آنتونی به مرور با دریافت این واقعیت ها از دنیا و افراد بیرونش، در هم می شکند و آستانه تحملش پایین می آید سکانس پایانی که به زیبایی توسط آنتونی هاپکینز به تصویر در آمده است خود گواه این مطلب است: کنار پنجره می رود و در حالی که سردگم است مادرش را می خواهد، بغضش می ترکد(مخاطب هم در این جا با او همدردی می کند) Anthony: I feel as if I\'m losing all my leaves. آنتونی: احساس می کنم برگ هم داره میریزه The Woman: Your leaves? پرستار آسایشگاه: برگ هات؟ Anthony: Yeah. آنتونی: آره The Woman: What do you mean? پرستار آسایشگاه: منظورت چیه؟ Anthony: The branches and the wind and the rain. I don\'t know what\'s happening anymore. Do you know what\'s happening? آنتونی: شاخه ها، باد و بارون، دیگه نمی دونم چه اتفاقی داره میفته؟ تو میدونی داره چی میشه؟ در دیالوگ بالا که ترجمه اش کرده ام، آنتونی خودش را درختی می داند که در بین تمام وقایع گم شده است و حالا با واقعیتی دردناک مواجه شده است اینکه طراوت و نشاط و سلامتی اش را از دست داده است و این را حالا خودش با تعبیر از دست دادن برگ های یک درخت به طرز دردناکی توصیف می کند. او مرز واقعیت و عدم واقع گرایی را گم کرده است و تنها با استناد به اطلاعاتی که مدام اطرافیانش به او می دهند متوجه شده جایی چیزی اشتباه است اما به خاطر بیماری آلزایمر قدرت تفکیک و تشخیص آن را ندارد چون مغزش رو به زوال رفته و قادر به تحلیل و تجزیه و امور مربوط به اطرافش نیست. درواقع او علاوه بر مغزش خود واقعی و هویتش را هم از دست رفته یافته و چه چیزی می تواند برای یک انسان وحشتناک تر از این موضوع باشد. شاید به همین خاطر است که خودش را نه یک انسان که یک درخت معرفی کند او خودش را انسان نمی داند اما درختی می داند که ریشه دارد متعلقاتی دارد و در پس ذهنش می داند روزی به جایی و به کسانی متعلق بوده است، می داند کسانی و چیزهایی به او تعلق داشته اند. این فیلم به خوبی به افرادی که با بیماران آلزایمری در ارتباط هستند واقعیت درون ذهن این بیماران را نشان می دهد و به خوبی کمک می کند چگونه دنیا را از دید یک فرد مبتلا به آلزایمر تماشا کنیم، کمکمان می کند بیشتر درکشان کنیم. اما اگر با فرزندانتان این فیلم را تماشا می کنید ممکن است به خاطر فضای داستان(در اتاق ها و خانه ها محبوس است)، تغییر هنرپیشه های اصلی(تغییر بازیگران نقش های آن و همسرش، پرستار و ...)، اطلاعات داده شده و تناقض های بین اطلاعات کمی گیج شوند. حتی ممکن در جایی فکر کنند واقعا جان این پیرمرد در خطر است و نزدیکانش می خواهند او را بکشند. می توانید برایشان توضیح دهید که ذهن یک بیمار آلزایمری این گونه بهم ریخته و آشفته است. حتی ممکن است فرزندانتان را کمی خسته کند چرا که این یک فیلم بسیار مفهومی و برای رده بزرگسالان است و درک مفهوم آن برای نوجوانان هم می تواند سخت باشد. این فیلم در بخشهای بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین، بهترین طراحی صحنه اسکار ۲۰۲۱ نامزد شد و توانست جوایز بهترین بازیگر نقش اول مرد(آنتونی هاپکینز) و بهترین فیلمنامه اقتباسی(فلوریان زلر) را از آن خود کند. به شخصه از دیدن فیلم بسیار لذت بردم دیدنش را به همه توصیه می کنم ضمن اینکه می تواند الگوی خوبی برای درک یک بیمار آلزایمری باشد.

مشاهده کامل

هیچ نظری وجود ندارد