• امروز : ۲۶ خرداد ۱۴۰۰

سراسر شب

سراسر شب

بررسی تخصصی فیلم

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

1 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

دیدگاه کدومو

16 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

فیلم سراسر شب, داستان مهتا دختری را روایت می کند که برای نزدیک شدن و حل کردن مشکل عجیب خواهرش روانه ی پاتوق یکی از دوستان او می شود. در این کافه او با آدم های مختلفی آشنا می شود که نگرش او و مسیر زندگی اش را به طور کامل تغییر می دهند.

سال 1396 107 دقیقه جزئیات کامل اثر

دیدگاه والدین

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه کودکان

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

جزئیات
خشونت

صحنه های خشن زیادی در فیلم وجود ندارد. اما در همان سه صحنه خشونت اعمال شده همراه با ترس و عریانی است. شهره توسط برادرش به شدت کتک خورده و اثرات ناشی از آن تا پایان فیلم بر روی صورت او دیده می شود. همچنین او با یادآوری لحظات حمله, تماشاگر را در وحشت خود سهیم می کند. شریفیان و امیر شاگرد مغازه را به سختی و با بیرحمی کتک می زنند.

جزئیات
ترس

فضای فیلم به طور کلی وهم آلود و ترسناک است. در طول فیلم چند بار در ارجاع به فیلم های سینمایی ترسناک سعی در بازآفرینی لحظاتی از آن ها را دارد. همچنین از المان ها و شیوه های فیلم های ترسناک برای ایجاد شوک به مخاطب استفاده کرده است. کودکان و نوجوانان در سنین پایین تر ممکن است در صحنه های خشن وزد و خورد فیلم نیز بترسند.

جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

به طور کلی فیلم روایت شخصیت هایی متفاوت با عرف معمول اجتماع است. عادی تلقی کردن روسپی گری, زیست شبانه, دزدی و سیگار کشیدن از جمله مواردی است که به عنوان ناهنجاری اجتماعی در این فیلم به چشم میخورد.

جزئیات
پیام مثبت

کثرت صحنه های استعمال سیگار در فیلم و همچنین نوع روابط خانوادگی شخصیت ها برای نوجوانان ممکن است سوالاتی را به وجود بیاورد. همچنین با در نظر گرفتن بخش های از فیلم می توان پیام های مثبتی شبیه به مهربانی با حیوانات از آن دریافت کرد.

جزئیات
الگوی مثبت

مهتا دختری عملگرا، ریسک پذیر و واقع بین است. او برای خواهرش دست به این تجربه زده است تا خواهرش و راه درمان او را کشف کند. او متوسط بودن را برگزیده است و بر لبه تیغ هنر مند بودن یا نبودن حرکت می کند. دست به تجربه های خطرناک و غیر امن می زند و برای حفاظت از خودش یک چاقو به همراه دارد.اما تجربه ای که او از ان جان سالم به در می برد یکی دیگر از شخصیت های فیلم را دچار آسیبی شدید می کند.

ادامه متن

آنچه لازم است والدین بدانند

فیلم فضایی شبیه به فیلم های نوآر(درام جنایی) دارد. در فیلم به کنش ها و تجربه های نسبتا خطرناک شخصیت اصلی پاسخی داده نمی شود. فضای نیمه فانتزی و تیره ی فیلم, وجود اشارات و المان های فیلم های ترسناک, بیانی صریح درباره روسپی گری و مسائل پیرامون آن و خط سیر داستان مواردی است که به خاطر آن ها برای تماشای این اثر در کنار فرزندانتان کمی تامل کنید.

خلاصه: فضای نسبتا ترسناک فیلم و دیالوگ های صریح فیلم درباره روسپی گری و روابط جنسی, تماشای این اثر را برای نوجوان نامناسب می کند.

با کودکان خود صحبت کنید درباره

با فرزند خود درباره اهمیت خودشناسی صحبت کنید. همچنین می توانید با او درباره ی ارزش مشاغل و عادی جلوه دادن آسیب های اجتماعی نظیر روسپی گری, زورگیری و دزدی به عنوان امری عادی و طبیعی گفت و گو کنید. نوجوانان به دلیل روحیه ریسک پذیر و قاعده گریزی که دارند ممکن است تحت تاثیر بخش هایی از فیلم قرار بگیرند. در گفت و گوی با آن ها بر خطرات و چهره زشت آسیب های اجتماعی که در فیلم به تصویر کشیده است تاکید کنید تا واکنش شخصی های فیلم.

خلاصه: به نظر شما هر کاری که در ازای آن پول دریافت کنیم, شغل محسوب می شود و محترم است؟ درباره ی تفاوت واقعیت و بازنمایی آن چه فکر می کنید؟

داستان فیلم

  1. "مهتا" دختری جوان, عشق فیلم و دانشجوی پزشکی است. او برای نزدیک شدن به خواهرش و حل مشکل او به کافه ای شبانه به نام آلفاویل آمده است. مریم خواهر او, دختری زیبا اما بی استعداد در زمینه بازیگری است او هم مانند خواهرش شیفته سینما و بازیگری است به همین خاطر به کارگردانی به نام " داوود مرادی" نزدیک شده است تا بتواند بازیگر شود. اما یک شب ناگهانی به یک کمای خود خواسته فرو رفته و بیدار نمی شود. مهتا برای سر درآوردن از این مساله به پاتوق کارگردان آمده تا از او پرس و جو کند. در کافه با علی نامور که دانشجوی سینما و نوازنده ای آماتور است مواجه می شود. و به واسطه ی او با صاحب کافه, زنی به نام طناز آشنا می شود. طناز او را به بالین دختری جوان به نام شهره می برد که به شدت کتک خورده است و از دلیل آن نیز چیزی نمی گوید. طناز و مهتا فکر می کنند او از خانه فرار کرده و حالا مشغول به روسپی گری [1]است. شهره با مردی جوان می رود و ما متوجه می شویم که شهره برای گفت و گو با ضامن پدرش و راضی کردن او فقط تا صبح فرصت داشته است به خانه ای آمده تا او را ببیند اما مورد حمله قرار گرفته و حالا برای آبرو و بدهی پدرش سکوت کرده کرده است. حتی با وجود زخم ها و ضعف همچنان به دنبال مرد می گردد. از طرفی دیگر طناز و مهتا باهم دوست می شوند و طناز ساعت آمدن مرادی را به او می گوید. مهتا منتظر مرادی می نشیند اما از گفت و گو با او چیز چندانی دستگیرش نمی شود. علی نامور به دنبال مهتا می آید و ارتباط جدیدی بین آن دو شکل می گیرد. طناز نیز به دختر و مرد همراهش کمک می کند تا دوباره به خانه ای بروند که شهره در آنجا مورد حمله قرار گرفته. صاحبِ خانه در می یابد که شاگرد مغازه اش با سوءاستفاده از اعتماد او مدت هاست در خانه ی او این کار (کشاندن زنان به آن جا و دزدی از آن ها) را انجام می دهد. دختر و مرد به سراغ شاگرد می روند اما ناگهان مشخص می شود که شاگرد مغازه برادر شهره است و شهره برای پیدا کردن او به آن خانه رفته است و از قضا مورد حمله خودش قرار گرفته. مهتا از علی خداحافظی می کند و شماره موبایلش را به او می دهد در آخرین لحطه دوباره با مرادی مواجه می شود. مرادی به او می گوید مریم خواهرش وقتی از بازیگر شدن ناامید شد برای آنکه دوباره خودش را در مرکز توجه قرار دهد به خانه او می آید و با چاقد تهدید به خودکشی می کند, از او شکایت می کند و وقتی ناامید می شود با تهدید به خودکشی با قرص به او تلفن می کند و بعد می خوابد. او مانند زیبای خفته به خواب رفته تا سینما با بوسه ای زندگی بخش بیدارش کند. مهتا پیش مریم می رود و برای او از آنچه طی شب گذشته درباره خودش, او و رابطه شان فهمیده است حرف می زند. مرادی به خانه می رود و فیلمنامه ای که چندین سال است مشغول نوشتن آن است را بالاخره تمام می کند و آن را برای مریم می فرستد. مرد صاحبخانه و صاحب مغازه تهیه کننده فیلم مرادیان می شود. شهره نیز برای جلوگیری از دعوا بین برادرش و مرد به پلیس زنگ می زند. شب تمام می شود اما اثر آن بر روی زندگی شخصیت ها باقی است. مریم از خواب بیدار می شود اما نه با بوسه سینما بلکه با محبت و حمایت خاطرش.

ادامه متن

جزئیات فیلم

  1. کارگردان: فرزاد موتمن
  2. نویسنده: زامیاد سعدونیان، فرزاد موتمن
  3. نام تهیه کننده: جواد نوروز بیگی
  4. نام بازیگران: الناز شاکر دوست, امیر جعفری, افسانه چهره آزاد, آزاده صمدی, سینا حجازی و مهدی سلطانی
  5. نام شخصیت ها:

مهتا: مهتا دختری جوان و دانشجوی رشته پزشکی است. او عاشق سینماست موسیقی کلاسیک و روز دنیا را می شناسد. او دوست دارد به خواهر بزرگترش که همیشه خودش را با او مقایسه می کرده است کمک کند و در پی این کار به او از نظر روحی نزدیک تر شود. مهتا دوستی ندارد و در برقراری ارتباط دوستانه و عاشقانه مشکل دارد. او برای هدفش شبانه از خانه بیرون زده تا راز خواهرش را بفهمد در نهایت درک می کند که اگرچه  مریم بیشتر چیزهایی که او همیشه می خواسته است را دارد و به دنبال جلب توجه بوده اما متوسط بودن و خود بودن بهتر است.

مریم: خواهر بزرگتر مهتاست. او دختری زیبا، عاشق سینما اما فاقد استعداد بازیگری است. او پس از ناکام ماندن در ورود به سینما و جلب توجه کارگردانی به نام داوود مرادی، قرص م یخورد و خوابی خود خواسته و طولانی مس رسد. او نیمه ی دیگر شخصیت مهتا است و در پایان فیلم پس از شنیدن صحبت های مهتا و تمام شدن فیلمنامه ی مرادی از خواب بیدار می شود.

داوود مرادی: کارگردانی با سواد سینمایی بالا و شریف که مدتی است تصمیم گرفته است به جای ساختن اثار دیگران خودش فیلمنامه ی خودش را بنویسد امام این تصمیم بعد از 4 سال به ثمر ننشسته است و وضعیت مالی و روحی او را کلا بهم ریخته است. از همسرش جدا شده و تنها زندگی می کند. دست رد او به سینه مریم (خواهر مهتا) او را از ورود به سینما ناامید کرده و باعث شده از واقعیت به خواب و خیال پناه ببرد.

طناز: زنی میانسال با تمایلات چپ گرایانه که یک کافه ی شبانه دارد. به شهره کمک می کند تا زخم هایش را درماان کند. به مهتا و مرادیان به نگرفتن پول سفارش هایشان لطف می کند. امریکا درس خواننده اما بعدا به ایران برگشته به نظر می رسد او نیز در وضعیت شهره و وضعیت روسپی گری دست داشته باشد. ( اشاره مستقیمی در فیلم به این مساله نمی شود اما نشانه هایی ما را به این مفهوم می رساند.)

علی نامور: پسرجوانی که سینمام یخواند اما عاشق نواختن و ساز و خوانندگی است. عضو یک گروه موسیقی زیرزمینی و غیرقانونی است که به طور شبانه تمرین می کنند. او آشنای قدمی تر خواهر مهتا است و به طور اتفاقی او را در کافه می بیند و تلاش می کند تا با او دوست شود. او به مرادیان و طناز مدیون است و برای آن ها هر کاری از دستش بربیاید انجام می دهد.

امیر: دوست شهره است که و همزمان برای مردی به نام غلامی کار می کند  ابتدا به نظر می رسد که از آسیب دیدن شهره عصبی و غیرتی شده و به دنبال ضارب او می گردد اما در آخر مشخص می شود او برای گیر انداختن جوانی که به رئیس ضربه زده که اتفاقا ضارب شهره نیز هست راه افتاده است.

شهره: دختری جوان که به خاطر خانواده اش عازم خانه ضامن پدرش شده اما مورد حمله مردی ناشناس قرار گرفته است. حالا هم به اصرار امیر می خواهد ضارب را بشناسد و هم اینکه طلبکار پدرش را پیدا کند تا صبح پدرش دستگیر نشود.

شریفیان: مرد ثروتمندی که آپارتمان خالی و سوپرمارکت مال اوست. آنقدر ثروتمند است که تهیه کننده سینما باشد  از پرداخت بلاعوض قسط اول فیلمنامه به مرادیان نترسد. شاگرد سوپرمارکتش از اعتماد او سواستفاده کرده است و از خانه اش برای انجام اهداف بهره برده است. او بعد از فهمیدن این ماجرا با خشونت او را تنبیه می کند و از کار اخراج .

کشور سازنده: ایران

ادامه متن

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه