خرچنگ

بررسی تخصصی فیلم The Lobster

خرچنگ

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

2 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
17 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

دنیایی که در آن هیچ‌کس نمی‌تواند مجرد و تنها بماند و حتماً باید ازدواج کند. هتلی در حاشیه‌ی شهر است که مجردان به آنجا می‌روند و در ۴۵ روز وقت دارند تا همسر مناسب خود را پیدا کنند و ازدواج کنند، درغیر‌این‌صورت باید به حیوان تبدیل شوند.

سال 2015 ۱۱۸ دقیقه جزئیات کامل اثر

شاخص های اثر

شما هم بررسی کنید
جزئیات
خشونت

افراد ساکن در هتل با استفاده از اسلحه‌های بی‌هوشی و شکار مجردها می‌توانند به تعداد روزهای خود اضافه کنند و اگر روزهایشان تمام شود و مجرد بمانند، مدیریت هتل آن‌ها را به حیوان‌هایی که دوست دارند تبدیل می‌کند. از قوانین گروه مجردها این است که نباید به کسی علاقه‌مند شوند و زمانی‌که یکی از آن‌ها به دیوید علاقه‌مند می‌شود، رهبر گروه کورش می‌کند و او هم با چاقو یکی از اعضای گروه را می‌کشد.

ادامه متن
جزئیات
ترس

زمانی‌که مسافران هتل به شکار می‌روند، همه اسلحه‌ی بی‌هوشی دارند و می‌توانند با شکار افراد مجرد به تعداد روزهای خود اضافه کنند. نمایش شکار مجردها کمی باعث ایجاد ترس می‌شود. هم‌چنین فشار بر افراد برای ازدواج و در‌غیر‌این‌صورت، تبدیل‌کردن آنها به حیوان، دلهره‌آور است.

جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

در سکانس‌های کوتاهی شخصیت‌های فیلم سیگار می‌کشند.

جزئیات
پیام مثبت

مهم‌ترین پیام فیلم درباره‌ی ازدواج اجباری و بدون علاقه است. زمانی‌که دیوید به هتل می‌رود، فقط ۴۵ روز وقت دارد تا ازدواج کند و درنهایت برای فرار از حیوان‌شدن با فردی ازدواج می‌کند که هیچ نسبتی با او ندارد. از دیالوگ‌های جالب فیلم این است: «اگر با مشکلی روبه‌رو شدید که نمی‌تونستید حلش کنید، بچه بهتون تعلق می‌گیره که معمولاً کمک می‌کنه.» این دیالوگ حاکی از اجبار برای ازدواج و تولید مثل است. هم‌چنین زمانی‌که دیوید فرار می‌کند و به جنگل می‌رود با اینکه به دختری علاقه‌مند شده است و کاملاً مناسب همدیگر هستند؛ اما به‌خاطر قوانین گروه نمی‌توانند ازدواج کنند.

ادامه متن
جزئیات
الگوی مثبت

شخصیت‌هایی مثل مدیر هتل و رهبر گروه مجردها به زور و اعمال خشونت می‌خواهند نظر خود را بر بقیه تحمیل کنند. مدیریت هتل همه را مجبور می‌کند تا در مدت کوتاهی همسری برای خود انتخاب کنند، درغیراین‌صورت آن‌ها را به حیوان تبدیل می‌کند. رهبر گروه مجردها هم با ازدواج مخالف است و اگر دو نفر از اعضای گروه به‌هم علاقه‌مند شوند و بخواهند با هم ازدواج کنند، مجازاتشان می‌کند. بعد از کور‌شدن دختر مورد علاقه‌ی دیوید توسط رهبر گروه، آن‌ها تصمیم می‌گیرند فرار کنند و به شهر بروند. دیوید به‌خاطر علاقه‌ی زیادی که به آن دختر دارد و برای اینکه بتوانند با هم زندگی کنند حاضر می‌شود چشمان خود را کور کند.

ادامه متن

درباره‌ی پیامدهای ازدواج اجباری با فرزندتان گفت‌وگو کنید.

آیا فرزندتان با ازدواج اجباری موافق است؟

اگر او به جای دیوید بود، ترجیح می‌داد متناسب با قوانین شهر عمل کند یا از آنجا فرار می‌کرد؟

درباره‌ی آزادی و انتخاب براساس علایق، با فرزند خود گفت‌وگو کنید.

خلاصه: بافرزند خود درباره‌ی آزادی و انتخاب براساس علایق گفت‌وگو کنید.

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه