• امروز : ۲۶ خرداد ۱۴۰۰

بی حسی موضعی

بی حسی موضعی

بررسی تخصصی فیلم

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

1 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

دیدگاه کدومو

14 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

فیلم بی حسی موضعی روایت شخصیت هایی است که در طول یک شب تا صبح اتفاقات عجیبی را پشت سر می گذارند اما هیچ چیز باعث تعجب آن ها نمی شود. جلال دانشجوی سابق بعد از اینکه متوجه ازدواج خواهرش با شاهرخ مردی ثروتمند و قمار باز می شود از خانه قهر می کند تا به خانه دوستش برود و در راه با یک راننده تاکسی آشنا می شود. خواهرش و همسرش نیز برای دلجویی از او به راه می افتند.

سال 1398 ۷۹ دقیقه جزئیات کامل اثر

دیدگاه والدین

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه کودکان

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

جزئیات
خشونت

بی حسی موضعی فیلم خشنی نیست و خشونت یاد شده فقط در یک صحنه و به صورت گذرا دیده می شود.

جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

در فیلم بی حسی موضعی سیگار کشیدن یک فعالیت عادی و روزمره به تصویر کشیده شده است و همه شخصیت ها در طول فیلم آن را تجربه می کنند. همچنین در صحنه هایی به قمار شاهرخ بر سر بازی فوتبال و استعمال مواد به سبک فیلم های آمریکایی به چشم می خورد.

جزئیات
پیام مثبت

کثرت صحنه های استعمال سیگار در فیلم و همچنین نوع روابط خانوادگی شخصیت ها برای نوجوانان ممکن است سوالاتی را به وجود بیاورد. همچنین با در نظر گرفتن بخش های از فیلم می توان پیام های مثبتی شبیه به مهربانی با حیوانات از آن دریافت کرد.

جزئیات
الگوی مثبت

جلال به عنوان شخصیت اصلی فیلم تنها دغدغه اش گذراندن حال، سیگار کشیدن، آزار همسر خواهرش و دیدن دختری است که تازه همان روز صبح او را دیده است. جلال شخصیتی بی تصمیم، بی عزت نفس است که از انجام خلاف های کوچک و بی اخلاقی ابایی ندارد.

آنچه لازم است والدین بدانند

والدین باید بدانند در این فیلم مکررا صحنه سیگار کشیدن بازیگران به تصویر کشیده می شود. همچنین در این اثر صحنه های حاوی شوخی و اشارات جنسی به چشم می خورد که نوجوانان متوجه آن خواهد شد. جلال و ماری که شخصیت های اصلی فیلم محسوب می شوند به عنوان خواهر و برادر رابطه ای بدون احترام و محبت با یکدیگر دارند. همچنین شاهرخ و صدای گزارشگر فوتبال درباره  قمار صحبت می کنند.

خلاصه: تعدد صحنه های استعمال سیگار و همچننی صحنه هایی که اشارات و کنایات جنسی دارند؛  ممکن است برای نوجوانان کنجکاوی برانگیز باشد.

با کودکان خود صحبت کنید درباره

با نوجوان خود درباره ی ما به ازای اجتماعی شخصیت های فیلم صحبت کنید. در این فیلم سیگار کشیدن و استعمال مواد مخدر به صورت یک امر عادی و  روزمره به تصویر کشیده می شود. درباره عواقب مصرف مواد مخدر و استعمال سیگار با فرزند خود صحبت کنید. همچنین می توانید رواج سیگار در بین همه طبقات اجتماعی که در این فیلم حضور دارند را در کار فرزندتان آسیب شناسی کنید.

خلاصه: به نظرشما استعمال مواد مخدر و قمار چه پیامد هایی برای شخصیت های فیلم به همراه دارد؟ دلیل سرخوشی شخصیت های فیلم در مواجهه با همه ی این مسائل چیست؟

داستان فیلم

جلال مرد میانسال بیکار و عشق فیلمی است که با خواهرش تنها زندگی می کند. درآمد زندگی آن ها از طریق استفاده از پس انداز پدر مرحومشان است. خانه شان در حال توقیف است. خواهر جلال، ماری (مریم) زنی دوقطبی است که بدون اطلاع او و به طور ناگهانی با شاهرخ که مردی ثروتمند است ازدواج کزده است.شاهرخ قبلا ازدواج کرده و دختری جوان دارد او روی فوتبال شرطبندی می کند و امشب هم مبلغ قابل توجهی را باخته است. جلال بعد از اطلاع از این موضوع، با عصبانیت از خانه قهر می کند تا به خانه دوستش بهمن برود. در راه رفتن به خانه بهمن با راننده تاکسی به نام ناصر آشنا می شود که به شدت پیگیر اوست و در نهایت با او به خانه بهمن می رود. از طرف دیگر ماری شاهرخ را مجبور می کند تا به دنبال جلال بروند. شاهرخ در خانه بهمن که موزیسینی با استعداد ولی گوشه گیر است متوجه ارتباط عاطفی پنهانی بین همسرش و بهمن می شود اما آن را نادیده می گیرد. جلال هنگامی که ماشین شاهرخ را روبه روی خانه دوستش می بیند عصبی شده و شیشه ی ماشین او را می شکند. آن دو باهم درگیر می شوند وبه سر شاهرخ ضربه می خورد.ماری و شاهرخ به خانه برمی گردند. جلال و ناصر نیز به خانه بهمن می روند. جلال برای بهمن تعریف می کند که آن روز صبح در دانشگاه سابق محل تحصیلش با دختری به نام سماء آشنا شده و می خواهد او را امشب ببیند.بهمن و جلال و ناصر به قصد دیدن سما از خانه بیرون می آیند اما سر از سینما در می آورند. در خانه شاهرخ پس از استعمال کوکایین برای آرام کردن اعصابش قرص می خورد و در پی آن سکته مغزی می کند و به کما می رود. جلال و همراهانش پس از باخبر شدن به سینما را رها می کنند و به طرف بیمارستان می روند و آن جا متوجه رابطه شاهرخ با خانم همسایه اش به نام مهناز می شوند. شاهرخ در اثر سکته مغزی می میرد و همه به خانه بر می گردند و ماری آن ها را به خانه راه نمی دهد. توی خیابان جلال از ندیدن سماء گله می کند و ناصر می گوید که پدر سما است و صبح از داشگاه جلال را تعقیب کرده است. جلال می خندد و همراه با بهمن در خیابان می رقصند.

ادامه متن

جزئیات فیلم

کارگردان: حسین مهکام

نویسنده: حسین مهکام

نام تهیه کننده:حبیب رضایی

نام بازیگران: حبیب رضایی، باران کوثری، پارسا پیروزفر، حسن معجونی، سهیل مستجابیان

نام شخصیت ها:

جلال: دانشجوی سابق فلسفه که در آستانه میانسالی بیکار و بدون هیچ جایگاه اجتماعی در خانه خواهرش و با پس انداز پدر مرحومش زندگی می کند. و برنامه ای برای زندگی اش ندارد. و تنها هدفش دوباره دیدن دختری است که کمی از خوشش آمده است و ضربه زدن به همسر خواهرش است.

ماری(مریم): ماری دختری است که درگیر بیماری دو قطبی است. زندگی حرفه ای ناموفقی داشته است در تحصیل و پیدا کردن شغل به آرزوهایش نرسیده است. او امروز ازدواج کرده و آن را ازتنها برادرش مخفی نگه داشته است. نسبت به همسرش حسود و حساس است. از زندگی و مراقبت از برادرش خسته شده و درباره آن با همه صحبت می کند. به نظر می رسد علاقه پنهانی نیز به دوست برادرش، بهمن دارد اما آن را اظهار نکرده است. در پایان فیلم با مرگ شوهرش آن هم یک روز پس از ازدواجش و فهمیدن دروغ ها و اعتیاد او بزرگترین ضربه را می خورد.

شاهرخ: مردی ثروتمند که از ازدواج قبلی خود یک دختر جوان دارد و درباره محل زندگی او به ماری دروغ می گوید. او روی فوتبال قمار می کند، مواد مخدر مصرف می کند، فشار خونش بالاست، با همسایه روانکاوش رابطه دارد و انگیزه ازدواجش با ماری مشخص نیست. او تنها کسی است که نسبت به وقایع مختلف واکنشی درخور و منطقی از خود نشان می دهد.

ناصر: مردی میانسال و راننده تاکسی است که همسر و دخترش او را ترک کرده اند. او از صبح متوجه علاقه جلال به دخترش شده و او را تعقیب کرده است تا سر از کار او دربیاورد. تا دقایق پایانی فیلم ناصر مردی مهرطلب و ساده لوح به نظر می رسد که از سر تنهایی و بی همزبانی با جلال و بهمن همراه شده است. اما در پایان فیلم با وجه واقعی شخصیت او آشنا می شویم.

بهمن: موزیسنی منزوی که خوب موسیقی می سازد اما آن ها را منتشر نمی کند. با گربه اش زندگی می کند. تفکرات و سابقه ی چپ دارد. شیر فاسد می خورد. روابط اجتماعی محدود دارد. به نظر می رسد علاقه ی پنهانی به ماری خواهر صمیمی ترین دوستش دارد.

مهناز: مهناز زنی روانکاو با ظاهری شلوغ و لباس هایی اغراق شده است که در همسایگی دفتر شاهرخ کار می کند. رابطه نزدیکی با او دراد. از راز ها و دروغ های او مطلع است. به عنوان یک روانکاو رفتاری عجیب و بیمارگونه دارد. ماری را به خوردن قرص های آرام بخش تشویق می کند و خودش نیز از آن قرص ها مصرف می کند.

 

کشور سازنده: ایران

ادامه متن

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه