شیر کتابخانه

بررسی تخصصی کتاب Library Lion

شیر کتابخانه

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

3 هفته پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
4 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

شیر کتابخانه، داستانی متفاوت از حیوانات است. شیر، سلطان جنگل که معمولاً برای همه ترسناک است، در این داستان، حیوانی است که انگار کمی بیشتر از انسان‌ها می‌فهمد. وارد کتابخانه شده و تعجب و ترس همه را برانگیخته است، اما خیلی زود به همه می‌فهماند که با شیرهای دیگر در جنگل فرق می‌کند. کتاب دوست دارد و مایل است به همه کمک کند. این برای خانم مریودر، مدیر کتابخانه قابل پذیرش است. برای او فقط رعایت قوانین مهم است و شیر ما قوانین را می‌داند. اما برای آقای مک‌بی، مسئول ثبت نام نه. او که همیشه بخاطر دویدن در کتابخانه تذکر می‌شنید، حالا حضور یک شیر! برای او خیلی سنگین است. کتاب شیر کتابخانه، برنده‌ی بهترین کتاب سال ۲۰۰۶ آمازون، می‌تواند جالب و خواندنی باشد.

سال 2006 48 صفحه جزئیات کامل اثر

شاخص های اثر

شما هم بررسی کنید
جزئیات
پیام مثبت

«گاهی برای سرپیچی از مقررات دلیل خوبی وجود دارد.» این جمله‌ی طلایی، می‌تواند یگانه پیام داستان باشد. شیر در داستان، به‌عنوان نماینده‌ی بی‌قانون‌ترین موجود ازنظر انسان‌ها، اتفاقاً حافظ قوانین است و اگر هم گاهی رعایت نکند، برای کار خود دلیل دارد. قوانین زاییده‌ی ذهن بشر است و می‌تواند، زیرسؤال برود، عوض شود، نادیده گرفته شود و... برای بی‌توجهی به قانون باید دلیل موجهی داشت. اگر شیر نمی‌غرید، احتمالاً آقای مک‌بی خیال نداشت به مسئله رسیدگی کند. شاید بتوان گفت، داستان شیر کتابخانه، ولو درفضای غیرواقعی، داستان خوبیست برای تصویر یک ارتباط زیبا با حیوانات.

ادامه متن
جزئیات
الگوی مثبت

گذشته از مدال طلای سیر، به‌عنوان منطقی‌ترین حیوان داستان‌ها، باید تشکری کنیم از خانم مریودر که پشت چهره‌ی غیرمنعطف مدیریتی‌اش، اتفاقاً قادر است موارد بی‌قانونی را از هم تفکیک کند. دویدن و غریدن شیر برای متوجه کردن مک‌بی، متفاوت است با دویدن‌های همیشگی و پرسروصدای آقای مک‌بی؛ و خانم مریودر این را خوب می‌داند.

به‌جز شیر، چه حیوان یا موجود دیگری را می‌توانی تصور کنی؟

اگر جای خانم مریودر بودی چه قوانینی برای کتابخانه‌ات وضع می‌کردی؟

چرا آقای مک‌بی از شیر خوشش نمی‌آمد؟

می‌توانی داستان را واقعی‌تر تعریف کنی؟ مثلا شیر به جای کتابخانه، وارد یک دهکده شود.

خلاصه: آیا قوانین، تحت هر شرایطی باید رعایت شوند؟

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه