کوکو

بررسی تخصصی انیمیشن Coco

کوکو

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

6 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
7 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

سال ۲۰۱۷ با انتشار «کوکو» همگان می‌دانستند در حال تماشای انیمیشنی هستند که در تاریخ ماندگار خواهد شد. کوکو توانست بهترین انیمیشن اسکار ۲۰۱۷ شود. بهره‎گرفتن از عنصر ماندگار موسیقی و ورود به دنیای مردگانی که زندگی پس از مرگ را با نگاه سازندگانش روایت می‌کند، باعث شده است این انیمیشن به اثری ماندگار تبدیل شود.

سال 2017 105 دقیقه جزئیات کامل اثر

شاخص های اثر

شما هم بررسی کنید
جزئیات
خشونت

اگرچه در این انیمیشن چند صحنۀ خشن دیده می‌شود، اما این صحنه‌ها بیشتر جنبۀ فانتزی و خنده‌دار دارند. مثلا مادربزرگ «میگل» به سمت سگی کفش پرت می‌کند و او را فراری می‌دهد یا خانوادۀ میگل برای نجات «هکتور» با محافظان «دلاکروز» درگیر می‌شوند و حیوانِ «ایملدا»، دلاکروز را پرت می‌کند و باعث کشته‎شدن او (در دنیای مردگان) می‌شود. همچنین دلاکروز که شخصیت خودخواه و خیانت‌کاری است، هکتور را مسموم کرده و میگل را از بلندی پرت می‌کند. این اقدامات دلاکروز باعث منفورشدنش در بین مردم می‌شود.

ادامه متن
جزئیات
ترس

«میگل» به‎عنوان قهرمان داستان وارد دنیای مردگان می‌شود. فضای این دنیا می‌تواند کمی ترسناک باشد، اما این ترس هم مانند خشونت، بیشتر جنبۀ طنزآمیز و فانتزی دارد. میگل در بدو ورودش به دنیای مردگان، از دیدن مردگان وحشت می‎کند اما کم‌کم ترسش می‌ریزد. صحنه‌هایی از ترسیدن و به خطر افتادن میگل به نمایش درمی‌آید که البته از همه‌ی آن‌ها جان سالم به در می‌برد. او دلاکروز را دوست دارد و به او اعتماد می‌کند اما دلاکروز به محافظانش دستور می‌دهد او را دستگیر کنند و در یک صحنه میگل را از بلندی به پایین پرتاب می‌کند. نمایش تغییر شخصیت دلاکروز از چهره‌ای محبوب به چهره‌ای خشن و خیانتکار و همچنین جداشدن هکتور از خانواده‌اش و ترک‎کردن کوکو در ابتدا و انتهای فیلم، ممکن است باعث ترس شود. همچنین محوشدن مردگان از دنیایشان یا صورت‌ و بدن‌های اسکلتی ممکن است موجب ترس در کودکان شود.

ادامه متن
جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

در یک صحنه، دوستان هکتور او را به‌خاطر نحوۀ مرگش مسخره می‌کنند و هکتور به آن‌ها ناسزا می‌گوید. میگل گیتار دلاکروز را از مقبره‌اش می‌دزدد، در بازگشت به دنیای زندگان عهدشکنی می‌کند، به سنت خانوادگی‌اش بی‌احترامی می‌کند و خانواده‌اش را ترک می‌کند. البته او از تمام این کارها پشیمان می‌شود و عذرخواهی می‌کند.

جزئیات
پیام مثبت

«ایملدا» پس از رفتن همسرش، با تلاش زیاد زندگی‌اش را حفظ می‌کند و از فرزندش نگهداری می‌کند. همچنین تلاش‌های «میگل» برای رسیدن به اهدافش مثل نوازندگی یا نجات «هکتور» در سراسر داستان مشخص است. خانوادۀ میگل همیشه باهم هستند و روابط صمیمانه‌ای دارند. اگرچه میگل در ابتدا برای رسیدن به موسیقی خانواده‌اش را ترک می‌کند، اما متوجه می‌شود که هیچ‎چیز مهم‌تر از خانواده نیست و از اینکه به سنت خانوادگیشان اهانت کرده است پشیمان می‌شود. درنهایت او با کمک خانواده‌اش می‌تواند به موفقیت برسد و موسیقی را دنبال کند. میگل و هکتور بابت اشتباهاتی که نسبت به خانواده انجام داده‌اند، از آن‎ها عذرخواهی می‌کنند. مهم‌ترین پیام این انیمیشن می‌تواند اهمیت خانواده باشد؛ میگل دقیقا زمانی به موفقیت می‌رسد که می‌تواند روابطش را با خانواده‌اش اصلاح کند و با کمک خانواده، مشکلات را برطرف کرده و به زندگی دوست‎داشتنی خود برگردد

ادامه متن
جزئیات
الگوی مثبت

میگل پسر تلاشگری است که برای رسیدن به اهدافش، زمانی که سعی دارد نوازنده شود، همچنین زمانی که قصد دارد عکس هکتور را به دست بیاورد و کوکو را به یاد او بیندازد، سخت تلاش می‎کند و با تلاش به موفقیت می‌رسد.

چطور می‌توان تفاوت عقیدۀ خود را با خانواده مطرح کرد؟

آیا میگل بدون کمک خانواده‌اش می‌توانست موفق شود؟

میگل از چه راهی می‌توانست خانواده‌اش را برای رفتن به سمت موسیقی توجیه کند؟

رفتن به دنیای مردگان در زندگی واقعی امکان دارد؟

خانوادۀ میگل به‌جای درگیرشدن با محافظان دلاکروز و پرت‌کردن او چه راه دیگری داشتند؟

خلاصه: از چه راهی می‌توانیم اختلاف نظرمان با خانواده را مطرح و حل کنیم؟

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه