پا‌کوچولو

بررسی تخصصی انیمیشن Smallfoot

پا‌کوچولو

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

3 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
7 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

انیمیشن «پاکوچولو» داستان موجودات افسانه‌ای به‌نام یتی است که سال‌ها با دانسته‌های اشتباهی خودشان زندگی خوبی داشتند تا این‌که با پیدا‌کردن یک انسان، متوجه می‌شوند دنیایی که در آن زندگی می‌کنند فراتر از تصور آن‌هاست. این انیمیشن فانتزی و کمدی، مخاطب را به راست‌گویی و جست‌وجو برای کشف حقیقت تشویق می‌کند و سختی‌ها و شیرینی‌های این راه را در ماجراجویی یتی‌ها نمایش می‌دهد. کودکان می‌توانند با راهنمایی والدین درس‌های خوبی از این انیمیشن بگیرند.

سال 2018 96 دقیقه جزئیات کامل اثر

شاخص های اثر

شما هم بررسی کنید
جزئیات
خشونت

در این انیمیشن کمدی، صحنه‌هایی از ضربه‌خوردن شخصیت‌ها به‌صورت خنده‌داری وجود دارد؛ مثل سقوط‌کردن یتی‌ها در برف، برخورد محکم موتور به پرسی و برخورد میگو به درختان. انسان‌ها از یتی‌ها می‌ترسند و در صحنه‌هایی به سمت آن‌ها شلیک می‌کنند؛ اما به کسی آسیبی وارد نمی‌شود. نقاشی‌هایی روی دیوارها وجود دارد که جنگ انسان‌ها و یتی‌ها را نشان می‌دهد؛ اما در پایان انسان‌ها متوجه می‌شوند که یتی‌ها موجودات مهربانی هستند و با آن‌ها رابطۀ دوستانه‌ای برقرار می‌کنند.

ادامه متن
جزئیات
ترس

این انیمیشن کمدی است و بیشتر لحظات آن شاد و خنده‌دار است؛ اما صحنه‌های کوتاه ناراحت‌کننده‌ای هم پیش می‌آید، مانند زمانی‌که میگو اعلام می‌کند یک پاکوچولو (انسان) دیده است، ولی یتی‌ها فکر می‌کنند او دروغگوست و میگو را از دهکده طرد می‌کنند. در طول این داستان یتی‌ها و انسان‌ها از یکدیگر می‌ترسند. رهبر یتی‌ها میگو را به زیرزمین مخفی‌اش می‌برد و از رفتارهای وحشیانۀ انسان‌ها با یتی‌ها می‌گوید و میگو را نگران و وحشت‌زده می‌کند. انسان‌ها وقتی یتی‌ها را در شهر می‌بینند، آن‌ها را تعقیب می‌کنند و به سمتشان شلیک می‌کنند؛ اما در نهایت این ترس و دشمنی به دوستی تبدیل می‌شود. در یک صحنه درحالی‌که تصور می‌کنیم پرسی انسان خوبی است، به میگو شلیک می‌کند. بعداً متوجه می‌شویم برای محافظت از میگو این کار را کرده است.

ادامه متن
جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

در صحنه‌های کوتاهی کلمات ناپسندی شنیده می‌شود، میگو به دوستش می‌گوید "احمق" و او را ناراحت می‌کند. او زمانی‌که از کارهای خودش ناراحت است، می‌گوید حس می‌کنم یک "عوضی" هستم.

جزئیات
پیام مثبت

اهمیت کنجکاوی، کشف حقیقت و راست‌گویی، مهم‌ترین پیام‌های این انیمیشن هستند. یتی‌ها، سال‌ها با دانسته‌های اشتباه خود زندگی شادی را می‌گذرانند. رهبر یتی‌ها برای محافظت از آن‌ها، دربارۀ پاکوچولوها (انسان‌ها) و تاریخ زندگیشان دروغ می‌گوید؛ اما ماجراهای بعدی به او می‌فهماند دروغ‌گویی حتی اگر با نیت خوبی انجام شود، باز هم اشتباه است. یتی‌ها یاد می‌گیرند کنجکاوی و سؤال‌پرسیدن آن‌ها را به کشف حقیقت می‌رساند، حتی اگر کشف حقیقت سخت باشد. در طرف دیگر داستان، انسانی هست که می‌خواهد با نمایش یک یتی جعلی معروف شود و پول بیشتری به‌دست بیاورد؛ اما درنهایت زندگی و شهرتش را به‌خطر می‌اندازد تا یتی‌ها را نجات دهد. دوستش به او می‌گوید که تو حالا چیز با‌ارزش‌تری داری: درستی و صداقت. یتی‌ها و انسان‌ها یکدیگر را هیولا می‌دانند و از هم دوری می‌کنند؛ اما آن‌ها یاد می‌گیرند که ترس از ناشناخته‌ها نباید مانعشان شود. انسان‌ها و یتی‌ها کم‌کم شروع به شناخت یکدیگر می‌کنند و موفق می‌شوند رابطۀ دوستانه‌ای را جایگزین سال‌ها دشمنی کنند. یتی جوان داستان، در کنار دوستانش و با کمک آن‌ها موفق می‌شود حقیقت را دربارۀ انسان‌ها به همه ثابت کند. این دوستان یکدیگر را به کنجکاوی تشویق می‌کنند و به یکدیگر شجاعت می‌دهند تا برای کشف حقیقت خطر کنند. نقش پدران هم در این انیمیشن پررنگ است. پدر میگو او را به راست‌گویی تشویق می‌کند و از او می‌خواهد مردم دهکده را دربارۀ حقیقت، آگاه کند. پدر میچی او را دوست دارد و سعی دارد از دخترش و همۀ یتی‌ها مراقبت کند. هرچند در ابتدا به همه دروغ می‌گوید؛ اما این کار او، از سر دلسوزی‌ است و درنهایت کار درست را برای دخترش و یتی‌ها انجام می‌دهد.

ادامه متن
جزئیات
الگوی مثبت

«میگو» یتی شجاع و راست‌گویی است. گفتن حقیقت دربارۀ دیدن یک انسان، برای او دردسرساز می‌شود، با این حال، او حاضر نیست دروغ بگوید. او برای کشف حقیقت دربارۀ وجود‌داشتن، یا نداشتن انسان‌ها خطر می‌کند و بالاخره موفق می‌شود وجود انسان‌ها را به همه ثابت کند. او فداکار است و زمانی که یتی‌ها از دست انسان‌ها فرار می‌کنند، خودش را طعمه می‌کند تا حواس انسان‌ها پرت شود و دوستانش به خانه برسند. محافظ سنگ‌ها همیشه در فکر محافظت از یتی‌هاست، هرچند از راه اشتباهی این کار را می‌کند و به آن‌ها دروغ می‌گوید؛ اما دخترش و یتی‌ها را دوست دارد و زمانی‌که آن‌ها تحت تعقیب انسان‌ها قرار می‌گیرند، او از یتی‌ها دفاع می‌کند. میچی دختر کنجکاوی است. او با این‌که پدرش را دوست دارد، با او دربارۀ وجود‌نداشتن پاکوچولوها مخالف است و دوست دارد حقیقت را دربارۀ پاکوچولوها کشف کند.

ادامه متن

چرا نگهبان‌ سنگ به یتی‌ها دروغ می‌گفت؟ آیا به هر دلیلی دروغ‌گفتن درست است؟

اگر نگهبان سنگ از ابتدا همه حقیقت را به یتی‌ها می‌گفت، مشکلات بعدی پیش می‌آمد؟

چرا میگو قبول کرد دروغ بگوید؟ بعداً برای جبران دروغی که گفته بود، چه‌کار کرد؟

چرا میگو دربارۀ دیدن پاکوچولو دروغ نگفت تا از دهکده طرد نشود؟

چه ویژگی‌های مثبتی در میگو وجود داشت؟

پدر میگو چه نقشی در تصمیم‌گیری میگو داشت؟ (به نقش راهنما‌بودن پدر برای گرفتن تصمیم درست اشاره کنید)

چرا پرسی تظاهر کرد که یتی‌ها الکی هستند و او دیگران را فریب داده است؟ (به اهمیت فداکاری در روابط دوستانه اشاره کنید)

اگر مانند میچی بخواهی با پدرت مخالفت کنی، چطور مخالفتت را بیان می‌کنی؟

خلاصه: چه ویژگی‌های مثبتی در میگو وجود داشت؟ او چه اشتباهی انجام داد و چگونه جبران کرد؟

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه