• امروز : ۵ مرداد ۱۴۰۰

لوکا

لوکا

بررسی تخصصی فیلم LUCA

author-img

توسط : طیبه فرج زاده ارزیاب کدومو

1 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

دیدگاه کدومو

9 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

انیمیشن «لوکا» داستان پسری است که از زندگی در اعماق دریا به زندگی در یک شهر ساحلی روی می‌آورد و ماجراجویی‌هایش را همراه با «آلبرتو»، برای شناخت دنیای خارج از دریا آغاز می‌کند. به‌علّت نمایش فرارکردن فرزند از خانه و اختلافات خانوادگی جدّی، تماشای این انیمیشن برای کودکان توصیه نمی‌شود.

سال 2021 95دقیقه جزئیات کامل اثر

دیدگاه والدین

6 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

بر اساس 2 رأی

دیدگاه فرزندان

6 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

بر اساس 1 رأی

جزئیات
خشونت

یکی از اهالی شهر ساحلی جولیا، آلبرتو و لوکا را مورد تمسخر قرار می‌دهد. او با تمسخر با آن‌ها صحبت می‌کند و آن‌ها را تحقیر می‌کند. او کاری کرده است تمام مردم شهر از او می‌ترسند و مجبور به اطاعت از او هستند. مردم برخلاف میلشان از او تعریف می‌کنند و کارهایش را تأیید می‌کنند. او دو زیردست دارد که آن‌ها را کتک می‌زند یا از آن‌ها می‌خواهد یکدیگر را بزنند. اهالی شهر می‌خواهند هیولاهای دریایی را شکار کنند و همیشه نیزه‌هایی آماده در دست دارند. اما هیچگاه در طول داستان از آن‌ها استفاده نکردند.

ادامه متن
جزئیات
ترس

آلبرتو و لوکا لحظات خطرناک زیادی را تجربه می‌کنند که از سر ناآشنایی آن‌ها با زندگی روی خشکی و در شهر، کنار انسان‌هاست. از ارتفاعات سقوط می‌کنند. با موتور دست‌ساز خودشان و دوچرخه‌ی جولیا بارها تصادف می‌کنند. به دریا می‌افتند که البته به‌خاطر اینکه هردو موجود دریایی هستند مشکلی برایشان پیش نمی‌آید. این موارد و دیدن موجودات عجیب دریایی باعث ترس کودکان می‌شود. البته باید توجه داشت که ژانر قالب اثر کمدی است و این صحنه‌ها آنچنان ترسناک ترسیم نشده‌اند. صحنه‌هایی وجود دارد که لوکا و آلبرتو هردو نگران فاش‌شدن رازشان هستند و این اضطراب به‌ویژه در صحنه‌های انتهایی داستان مشهود است.

ادامه متن
جزئیات
پیام مثبت

ارزش‌های مثبتی مانند تلاش برای هدف، ناامیدنشدن، همکاری‌کردن در صحنه‌های آماده‌شدن جولیا، آلبرتو و لوکا برای مسابقه مطرح می‌شود. پیام مثبت دیگری که می‌توان از آن یاد کرد شهامت عذرخواهی‌کردن است. لوکا زمانی که آلبرتو را از خودش رنجاند، برای عذرخواهی از او راهی جزیره شد. آلبرتو به لوکا کمک کرد تا اضطرابش را کنترل کند و به افکار منفی که در مواقع بحران به سراغش می‌آمد غلبه کند.

جزئیات
الگوی مثبت

شخصیت‌های داستان ویژگی‌هایی مانند پشت‌کار و روحیه‌ی همکاری دارند. اما فرارکردن لوکا از خانواده‌اش باعث می‌شود نتوانیم از او به‌عنوان الگوی مناسب برای کودکان یاد کنیم.

جزئیات
ارزش آموزشی

جولیا به لوکا اطلاعاتی درباره‌ی ستاره‌ها، سیاره‌ها، کهکشان‌ها و... می‌دهد.

آنچه لازم است والدین بدانند

«لوکا» داستان پسری است که می‌تواند موجودی دریایی در اعماق اقیانوس یا پسری عادی بر روی زمین باشد. خانواده‌اش با رفتن او به زمین و ماجراجویی‌کردن در آن موافق نیستند و معتقدند انسان‌ها به او آسیب می‌زنند. بااین‌حال لوکا به‌واسطه‌ی آشناشدن با آلبرتو، به زمین می‌رود و از بزرگی و گستردگی آن شگفت‌زده می‌شود.

ازآنجاکه لوکا برخلاف رضایت خانواده‌اش از دست آن‌ها فرار می‌کند، می‌تواند تأثیر منفی بر روی کودکان داشته باشد. بهتر است حتماً با کودکتان درباره‌ی راه‌های جایگزینی که لوکا داشت صحبت کنید. خوب است در زمان تماشای این انیمیشن همراه کودکان خود باشید تا به سؤالاتش درباره‌ی داستان و شخصیت‌های آن پاسخ دهید.

شخصیت‌های داستان خیالی هستند و این نکته‌ی قابل‌ذکری است که بهنر است درباره‌ی آن با فرزندتان صحبت کنید. کودکان اغلب از قوّه‌ی تخیّل قوی برخوردارند. پس احتمالاً به داستان و شخصیت‌ها در ذهنشان پروبال خواهند داد. شما می‌توانید در سروسامان‌دادن به این افکار به او کمک کنید.

خلاصه: در این انیمیشن اختلاف خانوادگی و فرار از خانه نمایش داده می‌شود. به همین علّت کارشناسان تربیتی تماشای آن توسط کودکان را توصیه نمی‌کنند.

با فرزندان خود صحبت کنید درباره

از کودکتان بپرسید: چرا لوکا از دست خانواده‌اش فرار کرد؟ او چه راه جایگزینی داشت؟ چرا والدین لوکا نگرانش بودند؟

نظرت درباره‌ی این موجودات دریایی چیست؟ به نظر تو آ‌ن‌ها واقعاً وجود دارند؟

به نظر تو بزرگ‌ترین اشتباه لوکا چه بود؟ برای جبرانش کاری کرد؟

آلبرتو چگونه دوستی برای لوکا بود؟

خلاصه: بهتر است درباره‌ی خیالی‌بودن شخصیت‌ها و پیام‌های مثبت مطرح شده با فرزندتان گفت‌وگو کنید.

داستان فیلم

لوکا پسر خوب و سربه‌راهی است و خلاف میل خانواده‌اش کاری نمی‌کند. او روزها ماهی‌ها را به محلّی می‌برد تا غذا بخورند و بعد به خانه برمی‌گرداند. یعنی نوعی چوپانی اما زیر دریا!

لوکا سؤالات زیادی درباره‌ی بیرون از اقیانوس و زندگی در خشکی و انسان‌ها دارد. ازطرفی، خانواده‌اش، مخصوصاً مادرش، بسیار سختگیرانه معتقدند که لوکا نباید درباره‌ی خشکی و انسان‌ها صحبت یا حتی خیال‌پردازی کند.

سرانجام روزی که لوکا ماهی‌ها را برای غذا بیرون برده بود با آلبرتو روبه‌رو می‌شود که درحال جمع‌کردن وسایل انسان‌ها از اعماق دریا بود. آلبرتو به‌اشتباه چوب‌دستی لوکا را نیز با خودش می‌برد. لوکا برای پس‌گرفتن چوب‌دستی‌اش او را دنبال می‌کند تا به ساحل می‌رسند.

لوکا اول از اینکه به خشکی رسیده و تغییر شکل داده است می‌ترسد. اما آلبرتو به او اطمینان می‌دهد که اتفاق بدی رخ نداده است و این نقطه‌ی آغاز دوستی لوکا و آلبرتو است. لوکا با دنیای شگفت‌انگیز و پهناور خارج از اقیانوس مواجه شده است. از آن روز به بعد هرچندوقت یک‌بار، پنهانی برای دیدن آلبرتو و دنیای شگفت‌انگیز بیرون از اقیانوس، به خشکی می‌رفت.

در یکی از این دفعات، پدر و مادر لوکا متوجه رفتن او به خشکی شدند و تصمیم گرفتند او را به تاریک‌ترین نقطه اقیانوس بفرستند تا با عمویش زندگی کند، فقط برای اینکه از او دربرابر انسان‌ها محافظت کنند. لوکا که از این تصمیم والدینش عصبانی شده بود، پیش آلبرتو رفت و موضوع را برایش تعریف کرد تا باهم به‌دنبال راه‌حل بگردند.

آن‌ها تصمیم می‌گیرند به شهر ساحلی بروند و آنجا زندگی جدیدی را شروع کنند و از آنجا هم باهم کل دنیا را بگردند. ورود آن‌ها به شهر ساحلی آغاز ماجراها و اتفاقاتی برای آن‌هاست.

ادامه متن

جزئیات فیلم

کارگردان: Enrico Casarosa

نویسنده: Enrico Casarosa / Jesse Andrews / Simon Stephenson

تهیه‌کننده: Andrea Warren

شخصیت‌ها:

لوکا: او شخصیت اصلی داستان است. پسری رؤیاپرداز و کنجکاو که در اعماق دریا به‌عنوان موجودی دریایی زندگی می‌کند.

آلبرتو: آلبرتو دوست لوکا است. او هم مانند لوکا قبلاً در اعماق دریا زندگی می‌کرده اما حالا به خشکی آمده و ماجراجویی می‌کند.

جولیا: دختری سرزنده که بقیه او را عجیب‌وغریب می‌دانند. او با آلبرتو و لوکا در شهر کوچک ساحلی آشنا می‌شود.

کشور سازنده: ایالات متحده آمریکا

کمپانی سازنده: Pixar Animation studios / Walt Disney Pictures

نظرات کاربران

افزودن دیدگاه

بزرگسال

توسط : مریم فروزان کیا

۱۵ تیر ۱۴۰۰

مناسب سن 6+ گزارش نظر
نقد و بررسی انیمیشن لوکا

نکته دیگری که باید به ان اشاره کنم استفاده از موتور وسپا در این انیمیشن بود وسپا در ایتالیا زنبور بی عسل معنا دارد حشراتی که نقشی بسیار حیاتی در کنترل جمعیت حشرات و دفع طبیعی آفات دارند بیشتر آنها زندگی انگلی و انفرادی دارند اما برخی هم زندگی اجتماعی دارند و کندوهایی شبیه به کندوهای زنبور عسل می‌سازند اما هیچیک از آنها عسل تولید نمی‌کنند. بیشتر آنها همه‌چیزخوارند و از شهد گل‌ها، میوه‌های افتاده و لاشه‌ها تغذیه می‌کنند. اکثر زنبورهای بی‌عسل نقشی در گرده‌افشانی ندارند اما تعداد کمی از آنها در گرده‌افشانی مشارکت می‌کنند. به ویژه زنبورهای انجیر که تنها گرده‌افشان درختان انجیر محسوب می‌شوند و اهمیت حیاتی در بقای این درختان دارند.

مشاهده کامل

بزرگسال

توسط : مریم فروزان کیا

۱۵ تیر ۱۴۰۰

مناسب سن 6+ گزارش نظر
نقد و بررسی انیمیشن لوکا

انیمیشن لوکا را دیدم سر فرصت و در فراغت بال کامل می دانستم که این انیمیشن هم مثل سایر انیمینشن های پیکسار برای ابد در خاطرم خواهد ماند، فضای دریایی داستانش و تکرار مدام آلبرتو که می گفت برونوی مغزت را ساکت کن مرا دوباره به یاد دوری و شعارهایش که مدام به نمو و همه اطرافیانش می گفت به شنا کردن ادامه بده انداخت و با خود گفتم این دریایی بودن واین موارد در لوکا شاید امضایی باشد برای کمپانی پیکسار از آن سو باید خاطر نشان کنم این انیمیشن اولین محصول دورکاری تیم محبوب و قوی پیکسار است و اولین محصول کارگردان ایتالیایی آن و به همین خاطر تمام انیمیشن فضای ایتالیایی دارد این اثر شاید مثل سایر انیمیشن های پیکسار دریا را خیلی شارپ و پر از جزئیاتش نشان نداده باشد اما مفهوم و درونمایه انیمیشن را خیلی خیلی برایم دوست داشتنی کرد این روزها که دنیا دارد به سمت استارتاپ و کار تیمی می رود و بخصوص در ایام کرونایی که نمی دانیم که تمام میشود نقش کسب و کارهای این گونه رونق زیادی یافته، حس کردم این انیمیشن می خواهد در قالبی خیلی ساده و با استفاده از همان دنیای ساده دوستی کودکان به نوعی کار تیمی و اتحاد یک تیم را برای رسیدن یک هدف، برای کودکان این عصر استارتاپی جا بیندازد لوکا پسربچه ایی است که در اعماق دریا در یک خانواده اصیل همراه با پدر و مادر و مادربزرگش زندگی می کند، مادری سخت گیر دارد و این را از همان ابتدای انیمیشن که لوکا با گفتن این دیالوگ که مادرم مرا می کشد فیلم را آغاز می کند و همین جا متوجه ترس لوکا از مادرش می شویم، اما روحیه کنجکاوی دارد و همین ترس از مادرش به نوعی او را محافظه کار بار آورده و تمام خواسته هایش را به خاطر همین ترس سرکوب می کند. طی اتفاقی تصمیمی میگیرد و با پسری آشنا می شود به نام آلبرتو که در یک خرابه زندگی می کند آلبرتو از سوی پدرش ترد شده است و با خود بزرگ نمایی هایش قصد دارد این عقده درونی را با حضور لوکا و با ایفای نقش والد و بزرگتر و همه کاره برای لوکا، پر کند آلبرتو به نوعی اینجا از حضور لوکا سوء استفاده می کند آن هم به صورت کاملا ناخواسته و اینکه اشتیاق و شوق لوکا برای رسیدن به وسپا را ابزاری قرار می دهد تا بر ترس خودش برای رفتن بین آدم ها غلبه کند به عبارت دیگر بخواهم بگویم آلبرتو به خاطر ترد شدگی اعتماد به نفس کافی ندارد اما نشان می دهد که این گونه نیست این عدم اعتماد به نفس همه جا مشهود است اولینش همان عدم حضورش تا قبل از لوکا بین آدم ها بوده است، دومینش مچ شدن لوکا و دختر است و احساس می کند مجددا به خاطر حضور دیگری لوکا هم او را مثل پدرش نادیده می انگارد و به همین ترتیب سر ناسازگاری می گذارد پس از حضور لوکا و آلبرتو بین آدم ها فرصت حضور در مسابقه ایی را می یابند که می توانند با برنده شدن در آن به آرزویشان که رسیدن به هدف واحدشان یعنی خرید وسپاست برسندو در همین راستا با دختری آشنا می شوند که سال هاست در مسابقه شرکت می کند اما برنده نمی شود، نکته قصه اینجا شکل می گیرد که یکی از شرط های حضور در مسابقه داشتن یک تیم است که بر اساس نوع مسابقه هر یک از اعضای تیم باید با توجه به توانمندیشان بخش مورد نظر خود را انتخاب کنند. پس دختر اینجا به عنوان سرپرست در نظر گرفته می شود چون اولا تجربه حضور دارد و با مسابقه و شرایط آن کاملا آشناست، دوما او نیاز به یک تیم دارد و حق انتخاب با اوست، زمانی که با درخواست ان ها برای پذیرش در تیمش مواجه می شود هرچند نمی تواند با لوکا و آلبرتو ارتباط برقرار کند اما با گفتن دیالوگی که هرچند نمی دونم کی هستی ولی اون برق برنده شدن توی نگاهتو دوست دارم، هر دو رو انتخاب می کند، و این خود نکته ایی بسیار ارزشمند است اینکه یک مدیر، یک رهبر حتی برای یک کار کوچک باید بی توجه به سابقه او فرد را بر اساس انگیزه و توانمندی هایش انتخاب کند و معیار را معیار درست و سنجیده ایی در نظر بگیرد دختر هر دو را به خانه می برد، پدرش یک دست ندارد اما به خواسته دخترش احترام می گذارد با اینکه می داند او برنده نمی شود و هر بار شکستش او را چقدر ناراحت می کند اما مانع حضور و جسارت او برای مسابقه هم نمی شود یعنی نقطه مقابل مادر لوکا، به همین خاطر دختر به جای اینکه یواشکی در مسابقه شرکت کند یا پسرها را یواشکی در خانه جای دهد با تیب خاطر ماجرا را برای پدرش تعریف می کند و براحتی خواسته اش را با او در میان می گذارد. برای انجام یک کار تیمی علاوه بر رهبر و اعضای تیم هدف هم لازم است اینکه همه اعضا یک هدف را دنبال کنن، هدف اینجا برای هر سه برنده شدن است اما وقتی روابط لوکا و دختر صمیمی تر می شود و از آنجایی که آلبرتو یک بار تجربه دردناک ترد شدن از سوی عزیزترین و مورد اعتماد ترین فرد خانواده اش را داشته کمی احساس ناراحتی می کند و همین جا اختلاف بین هرسه پیش می آید، لوکا به خاطر جذب شدن به دنیای علم دیگر وسپا نمی خواهد و میخواهد ادامه تحصیل دهد و در تیم دو دسته گی ایجاد می شود آلبرتو نمی تواند با این موضوع کنار بیاید و اختلافشان بالا میگیرد، برای انتقام گرفتن اسرار دوران دوستی خودش با لوکا را فاش میکند، لوکا هم برای حفظ خود خودخواهی می کند و در زمان نجات آلبرتو کاری که انجام نمی دهد هیچ بلکه او را به دشمن لو هم می دهد و دوستش را برای رسیدن به هدفش قربانی می کند دختر هم به خاطر لو رفتن اسرار هردوی آن ها تردشان می کند و این گونه است که تیم واحد از هم می پاشد. این انیمیشن روابط و دوستی و کار تیمی را به خوبی به کودک آموزش می دهد و پدر و مادر به خوبی می توانند با استناد به هر یک از سکانس ها مضامین آموزشی خود را به کودک توضیح دهند همچنین خود والدین نیز بسیار می توانند از این انیمیشن بیاموزند اینکه اگر ترس را بر فضای تربیتی حاکم کنند باز هم نمی توانند بر کنجکاوی و جسارت او غلبه کنند چون کودکان اصلا اسارت پذیر نیستند و حتما راهی برای آنچه در ذهنشان است پیدا می کنند اینکه پدر و مادر مسبب این باشند که کودک در تمام زمان ها به آن ها اعتماد کرده و تمام آنچه که در ذهن خود دارد را به ایشان بگوید بسیار بهتر از آن است که کودک از ترس والدینش آن ها در مغزش یا برای دوستانش بازگو گند اما در پایان هر یک به نوعی از این اتفاقات درس می گیرند و موقعیت های گذشته را با کنار هم بودن انتخاب می کنند، برنده می شوند و البرتو نیز می آموزد دوستی و تیم نیاز به از خود گذشتگی دارد و هزینه تحصیلش لوکا را با فروختن وسپایش می پردازد . باید بدانیم که اعتمادی که والدین به فرزندانشان می دهد با احترام و پذیرش و درک خواسته های آن ها بوجود می آید نه ایجاد ترس و حشت در کودک. نکته پایانی برای من حضور و پذیرش هیولاها در بین مردم بود و آن دو پیرزنی که اتفاقا محجبه هم بودند و سال ها هویت خود را از مردم مخفی کرده بودند این برای من معنی پذیرش افراد با باورها و عقاید مختلف را داشت اینکه خیلی از ادم ها در بین ما زندگی می کنند که عقایدشان با عقاید و باورهای ما متفاوت است اما به خاطر ترس عدم پذیرش و تفکرات و تبلیغات غلطی که از این دسته از افراد در بین مردم رواج یافته به باورهای غلطی دامن زده است می توانیم بدون هیچ قضاوتی تمام افراد را بپذیریم مگر آنکه عکسش به ما ثابت شود این انیمیشن را به چند بخش تقسیم بندی کردم 1- پدر و مادرها و نوع برخورد آن ها 2- نقش والدین در رفتار و تربیت و واکنش فرزندان 3- دوستی و روابط کودکان باهم 4- کار تیمی برای رسیدن به یک هدف واحد 5- اهمیت نقش رهبر تیم برای حفظ تیم 6- قضاوت نکردن باورها و عقاید افراد و عدم دسته بندیه شان در انتها باید بگویم این انیمیشن را بسیار دوست داشتم و آن را آموزشی می دانم شاید مثل نمو و دوری نخواهم یک بار دیگر تماشایش کنم اما نکات آموزشی اش بسیار حائز اهمیت بود تنها بد آموزی از نظر من رابطه یک دختر با دو پسر و زندگی با آن ها بود که در فرهنگ خارج پذیرفته و در فرهنگ ما پذرفته نیست همچنین در این انیمیشن بر آموزش و مدرسه رفته خیلی تأکید شده بود و در پایانش هم پیکسار این انیمیشن را به Patricia Willrett دبیر 45 ساله ایی فوت شده تقدیم کرده که در تمام عمرش عاشق درس و دانش آموزانش بوده. This film is dedicated to Alberto Surace, Patty Ann Buchholz Willrett (1974 – 2020), and all the friends who pulled us out of the water and helped us find our way

مشاهده کامل

خردسال

توسط : بهناز باقرزاده

۴ تیر ۱۴۰۰

مناسب سن 6+ گزارش نظر
نقد و بررسی انیمیشن لوکا

انیمیشن لوکا درباره پسری که هیولای آبی است ساخته شده لوکا،یک هیولا دریا ای است که مردم از آن وحشت دارند. هر وقت او،دوستش و خانواده اش آب به بدنشان بخورد آنها به شکل هیولای دریایی تبدیل می شوند این انیمیشن رو اگر کودکان پایین 6 سال ببینند ممکن است که نیاز به توضیح والدین داشته باشند در این انیمیشن آن دو کودک هدفی داشتند که با سنشان تداخل نداشت و این ممکن است که برای کودکان شما توقعات زیادی ایجاد کند در آخر آلبرتو و(دوست لوکا) و لوکا زیر باران شخصیت واقعی خود را نشان می دهد و آنها به دو پیرزن جات می دهد که آن ها هم شخصیت واقعی خود را (آن دو پیرزن هم هیولا بودند) نشان دهند در پایان فیلم لوکا به آرزوی خود(تحصیل کردن)می رسد ❤❤باتشکر از کدومو

مشاهده کامل