• امروز : ۵ مرداد ۱۴۰۰

زندگی جدید کرانک

زندگی جدید کرانک

بررسی تخصصی انیمیشن Kronk’s New Groove

author-img

توسط : زهرا ربیعیان ارزیاب کدومو

1 هفته پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

دیدگاه کدومو

6 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

«زندگی جدید کرانک» قسمت دوم از انیمیشن «زندگی جدید امپراطور» است. این اثر در سال 2005 توسط کمپانی والت‌دیزنی ساخته شده است. داستان از این قرار است که پدر کرانک همیشه آرزو داشت که کرانک صاحب خانواده و خانه‌ای بزرگ باشد. حالا او با نامه‌ای به کرانک اطلاع می‌دهد که می‌خواهد به ملاقاتش بیاید کرانک که از کودکی به‌دنبال رضایت پدر بود با اضطراب و ترس به تکاپو می‌افتد. دوستی و همدلی در این انیمیشن به‌خوبی نمایش داده شده است.

سال 2005 61دقیقه جزئیات کامل اثر

دیدگاه والدین

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه فرزندان

هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

جزئیات
خشونت

به‌طورکلّی می‌توان گفت که انیمیشن زندگی جدید کرانک خشونتی نداشت جز دو مورد که آن هم خشونت زیادی در پی نداشت. یکی در اوایل انیمیشن است که کرانک حین بازی توسط پدرش مورد تنبیه قرار می‌گیرد که به کرانک می‌گوید نباید کیک بپزد و باید جدّی باشد که باعث گریه‌ی او می‌شود. دیگری در اواسط انیمیشن وقتی است که کرانک و برتول بر سر رقابت تیم‌های خود با یکدیگر دعوا و مشاجره می‌کنند، درنهایت به صلح میان این دو می‌انجامد.

ادامه متن
جزئیات
ترس

ترس این انیمیشن بسیار کم است. گاهی در صحنه‌هایی که ایزما حضور دارد صدای خنده‌ی شیطانی فضای تاریک یا چهره‌ی کمی ترسناک خود شخصیت ایزما ممکن است ایجاد ترس کند. اما در قالب‌های فانتزی و ترس‌های حل‌شده مانند نمایش عزراییل که پس از ثانیه‌ای کلاه شخص کنار می‌رود و ترس از بین می‌رود. در جایی وقتی مردم شهر متوجه متقلّب‌بودن ایزما می‌شوند به‌دنبال او می‌روند و تعقیب‌وگریز رخ می‌دهد که درجریان آن، پرت‌شدن و جیغ‌کشیدن نشان داده می‌شود که بازهم شدّتش خیلی کم است.

ادامه متن
جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

در قسمتی از انیمیشن زمانی‌که رودی برای خرید معجون جوان‌کننده تمام دارایی‌اش اعم از لباس تنش را نیز می‌فروشد، بدون لباس به دیدن کرانک می‌آید تا از او پول قرض کند. همچنین زمانی که تیم کرانک و برتول می‌خواهند مسابقه بدهند، تیپو که از اعضای تیم کرانک است با پیش‌زمینه‌ی حرف‌های رقابت‌جویانه‌ی کرانک که برای برنده‌شدن هرکاری می‌توانند باید بکنند، دست به تقلّب می‌زند و در پودر گچ تیم برتول پودر خارش‌آور می‌ریزد که باعث به‌هم‌خوردن نظم تیم و بازنده‌شدن آن‌ها می‌شود. اما برتول می‌فهمد و او را مؤاخذه می‌کند که در همین حین کرانک به کمکش می‌آید و می‌گوید تقصیر او بوده که تیپو این کار را انجام داده و اظهار پشیمانی می‌کنند.

ادامه متن
جزئیات
پیام مثبت

در چندین صحنه از انیمیشن می‌بینیم که فرشته‌های خیر و شر روی شانه‌ی شخصیت‌ها قرار دارند و هرکدام با جملاتی سعی در تأثیر‌گذاری روی شخصیت دارند که عموماً شاهد پیروزی فرشته‌ی خیر هستیم. کرانک به‌خاطر کسب رضایت بابایی گول حرف‌های ایزما را می‌خورد و دست به فروختن معجون‌های تقلّبی می‌زند و به‌نوعی از اعتماد دوستان سالمندش سوءاستفاده می‌کند. کرانک و برتول به‌عنوان مربی باعث ایجاد اعتمادبه‌نفس در بچه‌ها و انرژی‌دادن به آن‌ها و رفع خستگی و اضطراب آن‌ها هستند و آن‌ها را برای رسیدن به موفقیت تشویق می‌کنند. در حین تمرین برای مسابقه، کار گروهیِ بچه‌ها برای برنده‌شدن یا در آخر انیمیشن، کار گروهی و همدلی دوستانه‌ی دوستان کرانک برای سربلندی او مقابل پدرش را شاهد هستیم. همچنین می‌بینیم که کرانک در طول انیمیشن اضطراب ناشی از برملاشدن پنهان‌کاری از پدرش را دارد و دوستانش او را تشویق به راست‌گویی می‌کنند و در انتهای انیمیشن نیز نشان می‌دهد که با راست‌گویی می‌تواند رضایت پدرش را جلب کند و به همه‌ی چیزهایی که می‌خواسته است برسد. رودی و دیگر سالمندان نیز به‌خاطر خرید معجون تقلّبی جوان‌کننده، تمامی دارایی خود را می‌فروشند و شادی و احساس جوانی کاذب به دست می‌آوردند. تیپو برای برنده‌شدن در مسابقه بنابر حرف کرانک که هر کاری بکنید تا برنده شویم دست به تقلّب می‌زند.

ادامه متن
جزئیات
الگوی مثبت

کرانک به‌عنوان فردی خوددار، خوش‌برخورد و خوش‌رو با مردم در ارتباط است و میان مردم مقبولیت دارد. او و برتول مربی‌های مهربان و باانگیزه‌ای برای شاگردانشان هستند که درصدد حمایت آن‌ها نیز برمی‌آیند. کرانک دوستان بامعرفتی دارد که در شرایط سخت او را کمک می‌کنند که درمقابل پدرش سرافکنده نشود. کرانک برای دریافت رضایت پدرش بسیار تلاش می‌کند. او برای ناامیدنکردن پدر به او نمی‌گوید که خانه و خانواده‎‌اش را از دست داده و پیوسته در اضطراب برملاشدن آن است. اما در آخر حقیقت ماجرا را برای پدرش تعریف می‌کند و رضایت را کسب می‌کند. ایزما به‌عنوان شخصیت منفی و طمعکار در اوایل داستان موفق می‌شود و ثروتمند می‌شود اما در آخر دستش رو می‌شود.

ادامه متن

آنچه لازم است والدین بدانند

این انیمیشن نمونه‌ی خوبی برای نشان‌دادن پیروزی خوبی بر بدی است. کرانک به‌عنوان شخصیت مثبت داستان دغدغه‌ی کسب رضایت پدرش را دارد. او مردی خوش‌رو و خوش‌برخورد است و دوستان زیادی دارد.

جایی نیز ایزما دچار لغزش می‌شود اما درنهایت باز خوبی بر بدی ایزما پیروز می‌شود. در جاهایی ممکن است فرزندتان از اضطراب کرانک دچار استرس شود که بهتر است کنارشان باشید و برای آن‌ها توضیح دهید. کرانک به‌نوعی از پدرش که فردی سخت‌گیر است می‌ترسد خوب است دراین‌باره با کودکانتان گفتگو کنید و از آن‌ها بپرسید چه احساسی به رفتار و شخصیت پدر کرانک دارند و به فرزندتان بگویید که از او رضایت دارید و به نوعی که در این انیمیشن رضایت نشان داده می‌شود به او ابراز کنید. ایزما شخصیتی بدجنس و گاها ترسناک است که می‌توانید با نتیجه‌گیری از اتفاقی که برایش می‌افتد عاقبت بد بودنش را به فرزندتان نشان دهید. دوستی و همدلی در این انیمشن نمودار است که پیام خوبی برای کودکان محسوب می‌شود. از نکات مثبت دیگر این انیمیشن این است که هر اتفاق بد یا نادرستی که پیش می‌آید در ادامه‌ی داستان نکوهش می‌شود و نادرستی‌اش نشان داده می‌شود که خوب است این‌ها را برای فرزندتان بازگو کنید. در صحنه‌هایی شاهد وجود دو فرشته خوبی و بدی روی شانه‌های شخصیت‌ها هستیم که فرشته‌ بد سعی در وسوسه و سوق دادن به کار بد را دارد و فرشته خوب سعی می‌کند فرد را به کار خوب تشویق کند. خوب است که برای فرزندتان تمایز این دو را بازگو کنید و بگویید که این فرشته‌ها وجود دارند.

خلاصه: پر از پیام‌های مثبت و مقدار بسیار کمی ترس فانتزی است. خوب است که کودکتان را در هنگام تماشا همراهی کنید و نکات خوب و پیامد‌ها را برایش بازگو کنید.

ادامه متن

با فرزندان خود صحبت کنید درباره

از فرزندتان بخواهید ویژگی‌های مثبت کرانک را نام ببرد. از او بخواهید چیزی را که از داستان دریافته بازگو کند. آیا او کار تیپو را که تقلّب کرد درست می‌داند؟ به نظر او کدام فرشته حرف درست را می‌زند؟ داشتن چه چیزی ارزشمند است؛ خانه‌ی بزرگ یا دوستان مهربان؟

دروغ‌گویی به کرانک کمک کرد تا رضایت پدرش را بگیرد یا راست‌گویی؟ از او بپرسید ایزما را دوست دارد؟ چرا؟ ببینید آیا فرزندتان فرشته‌ی خوبی و بدی را روی شانه‌های خود احساس می‌کند؟

خلاصه: پیامی که فرزندتان از انیمیشن گرفته است چیست؟ راست‌گویی نجات‌دهنده است یا دروغ‌گویی؟

داستان انیمیشن

این داستان در ادامه‌ی داستان «زندگی جدید امپراطور» است. این‌بار داستان حول محور کرانک می‌چرخد. کرانک که آشپز یک رستوران است و بین مردم محبوب است. روزی برای دادن غذا به خانه‌ی سالمندان شهر می‌رود که با دسیسه‌ی ایزما در دام او می‌افتد. ایزما که گربه‌ای بدجنس است، گفت‌وگوی کرانک با سالمندان را درباره‌ی معجون جوان‌سازی و آرزوی آن‌ها می‌شنود و به فکر گول‌زدن آن‌ها می‌افتد.

او کرانک را گول می‌زند که اگر بخاطر محبوبیتش بتواند معجون ها را بفروشد ثروتمند می‌شود و می‌تواند رضایت بابایی را جلب کند. کرانک نیز به امید رضایت پدر گول می‌خورد و معجون‌ها را می‌فروشد. آنقدر این کار را ادامه می‌دهند که ایزما ثروتمند می‌شود و سالمندان نیز برای خرید معجون دست به فروش خانه‌ی بزرگشان روی تپه می‌زنند و آن ‌را به کرانک می‌فروشند.

اما وقتی که دست ایزما برای همه رو می‌شود، کرانک دوباره خانه را به آن‌ها بازمی‌گرداند. پس از آن او سرپرستی گروه سنجاب‌ها را برعهده می‌گیرد و با آن‌ها به مسابقه می‌رود. در یکی از کمپ‌های تمرینی متوجه گروه دیگری نیز می‌شود با سرپرستی زنی به نام برتول. این دو بر سر برنده‌شدن با یکدیگر کل‌کل می‌کنند و به شاگرانشان می‌گویند هرطور هست باید پیروز شوند.

طی یکی از این مشاجره‌ها وقتی خواستند برای بچه‌ها، شیرینی کشمشی درست کنند با یکدیگر صلح می‌کنند و به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند. روز مسابقه اما یکی از شاگردان کرانک «تیپو» به‌خاطر توصیه‌ی کرانک که گفته بود به هروسیله‌ای باید پیروز شوند، دست به تقلّب می‌زند و داخل پودر گچ تیم برتول پودر خارش‌آور می‌ریزد که باعث باخت آن‌ها می‌شود.

برتول او را مؤاخذه می‌کند اما کرانک تقصیر را به گردن می‌گیرد و این منجر به به‌هم‌خوردن ارتباط آن‌ها می‌شود. حالا که کرانک همه‌چیزش را از دست داده پدرش به او نامه می‌دهد که می‌خواهد برای دیدار او و خانواده‌اش و خانه‌ی بزرگ روی تپه‌اش بیاید.

در حین تعریف‌کردن داستان برای رئیسش پدرش می‌رسد و او نمی‌داند باید چه کند. به او می‌گویند که راستش را بگوید اما او همیشه آرزوی دیدن رضایت پدرش را داشته و فکر می‌کند اگر راستش را بگوید پدرش از او ناامید شود. دوستانش اما به او کمک می‌کنند که هم برتول با او آشتی کند و هم اینکه با راست‌گویی رضایت پدرش را به دست آورد. او به پدرش می‌گوید اصلی‌ترین داراییش، دوستانش هستند، نه خانه‌ای روی تپه.

ادامه متن

جزئیات انیمیشن

کارگردان: Saul Andrew Blinkoff /Elliot M.Bour

نویسنده: Tony Leondis

تهیه کننده: Prudence Fenton

بازیگران: Patrick Warburton/ Tracey Ullman/ David Spade

شخصیت‌ها:

کرانک: نقش اصلی داستان است، در رستورانی کار می‌کند و فردی محبوب و خوش‌برخورد است که از کودکی آرزوی دیدن رضایت پدرش را دارد. سرپرستی تیم سنجاب‌ها را دارد که یک گروه تشویق‌کننده هستند. در انتها او موفق می‌شود تا رضایت پدرش را کسب کند.

برتول: سرپرست تیم مقابل کرانک در مسابقات تشویق است که کرانک به او علاقه‌مند می‌شود اما به‌خاطر تقلّب یکی از شاگردان کرانک رابطه‌ی آن‌ها به هم می‌خورد. اما در آخر داستان به یکدیگر می‌رسند.

ایزما: زنی بدجنس با ظاهری گربه‌ای که کرانک را با وعده‌ی پول و رسیدن به رضایت بابایی گول می‌زند تا معجون‌های تقلّبی جوان‌کننده‌اش را بفروشد. در انتها دستش رو شده و فرار می‌کند.

کشور سازنده: آمریکا

کمپانی سازنده: DisneyToon Studios Walt Disney Pictures

نظرات کاربران

افزودن دیدگاه

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد