بچه‌رئیس

بررسی تخصصی انیمیشن Boss Baby 2

بچه‌رئیس

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

1 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
7 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

سریال «بچه‌رئیس» در فصل دوم به شرح داستان بازگشت او به کارش می‌پردازد. او که از ریاست برکنار شده است، تمام تلاش خود را می‌کند تا به‌جای خانم «جوراب‌شلواری» رئیس شود. هدف این شرکت جلب توجه بزرگترها به کودکان است تا بتوانند محبت بیش‌تری دریافت کنند؛ اما در این بین سالمندان هم به همین توجه و محبت نیازمند هستند. کشمکش آغشته به‌طنز در طول داستان وجود دارد که به جذابیت آن می‌افزاید؛ به‌عنوان مثال پیرمردی به نام «هوشنگ کبابی» سعی در عصبانی‌کردن نوزادان دارد؛ اما بچه‌رئیس به همراه برادر و دوستانش  به مقابله با آن‌ها می‌پردازند. ازجمله‌ی این کشمکش‌ها می‌توان به ریختن فلفل در شیرینی سالمندان و اذیت‌کردن بچه‌ها با عروسک مورد علاقه‌شان اشاره کرد. همه این کارها برای این است که نظر اطرافیان و بزرگترها را به خودشان جلب کنند.

سال 2017 هر انیمیشن حدود 23 دقیقه جزئیات کامل اثر

شاخص های اثر

شما هم بررسی کنید
جزئیات
خشونت

این انیمیشن سرشار از خشونت‌های فانتزی و کمدی است؛ به‌عنوان مثال بحث‌هایی که دو برادر به نام «تمبلتون» و «بچه‌رئیس» باهم می‌کنند یا حرکت نوزادان و تجمعشان برای ائتلاف و خشونتی که گاهی باعث خنده‌دارشدن انیمیشن می‌شود. بچه‌رئیس با «سالمندان» دچار اختلاف می‌شود و در شیرینی که قرار بود برادرش برای آن‌ها ببرد، فلفل می‌ریزد و خشم آن‌ها برمی‌انگیزد؛ چون وقتی سالمندان می‌خورند دچار حساسیت می‌شوند و دندان مصنوعی یکی از آن‌ها با عطسه‌کردن، به‌سمت خبرنگار پرت می‌شود و صحنه‌ی خنده‌داری را ایجاد می‌کند. در صحنه‌ای سالمندان شب‌هنگام به اتاق نوزادان نزدیک می‌شوند و از پشت پنجره تصاویر ترسناکی را برای بچه‌ها به‌وجود می‌آورند تا آن‌ها را بترسانند و نظر مردم را نسبت به این قشر عوض کنند که این امر باعث خشم بچه‌رئیس و بقیه نوزادان شده بود. تعقیب‌وگریزهای فانتزی هم در انیمیشن زیاد به‌چشم می‌خورد که باعث ایجاد خنده در مخاطب می‌شود؛ به‌عنوان مثال درگیری بچه‌رئیس با بچه‌رئیس قبلی یا تعقیب‌وگریز پلیس با دزد. در قسمت پنجم صدای رعدوبرق و موجود خیالی «ابروسبیل» باعث شد صحنه‌های خشونت‌باری برای مخاطب ‌به‌وجود بیاید. سگی به نام «باگ»، سگی وحشی است که باعث شد بچه‌رئیس با او درگیر شود و او را از پای دربیاورد. در قسمت هفتم بچه‌ها از اینکه پرستارشان به‌خاطر پول بیش‌تر، پرستار سالمندان شده است، بسیار ناراحت و خشمگین هستند. ازاین‌رو تمام سعی و تلاش خود را می‌کنند تا پرستارشان را برگردانند. هنگامی‌که پرستار در خانه‌ی یکی از سالمندان بود، «تیم» به همراه بچه‌رئیس وارد آنجا می‌شود و خراب‌کاری‌هایی می‌کنند؛ مثلاً تلویزیون را که مورد علاقه‌ی پیرزن بود، به زمین می‌اندازند و این باعث خشم سالمند و اخراج پرستار از خانه‌اش می‌شود. دعوای بین هوشنگ کبابی با بچه‌ها تقریباً در تمام قسمت‌ها به‌چشم می‌خورد و سعی می‌کنند همدیگر را اذیت کنند. در قسمت دهم، «جیمبو» و «استیسی» طی اتفاقی برای برگرداندن پتو به صاحبش داخل ماشینی می‌افتند که از قضا آن ماشین پر از پول‌های دزدی است و پلیس در تعقیب آن است. درنهایت ماشین به دیوار برخورد می‌کند و راننده را دستگیر می‌کنند. دراین بین صحنه‌های فانتزی زیبایی هم رقم می‌خورد؛ چون آن‌دو سعی کردند راننده را به‌سمت خانه‌ی مورد نظرشان سوق دهند که همین باعث حواس‌پرتی راننده شد و تصادف کرد.

ادامه متن
جزئیات
ترس

در انیمیشن بچه‌رئیس تصاویر ترسناک کمی به‌چشم می‌خورد و پر از صحنه‌های خنده‌دار است. یکی از بچه‌ها «سرمی» اختراع می‌کند که بوی بد نوزادان را به بوی خوب تبدیل می‌کند. آن‌ها درصدد هستند که دیدگاه بزرگترها را به خودشان تغییر دهند. خانم جوراب‌شلواری (رئیس بچه‌ها) به بچه‌رئیس دستور می‌دهد او را در خانه‌اش مخفی کند. بچه‌رئیس او را زیر بالش خود مخفی می‌کند؛ اما صبح متوجه می‌شود که نیست، ازاین‌رو خیلی می‌ترسد که درنهایت متوجه می‌شود برادرش آن را برداشته است. در صحنه‌ای سالمندان تصاویر ترسناکی را پشت پنجره برای بچه‌ها به‌وجود می‌آورند تا آن‌ها را بترسانند و به گریه بیاندازند که کمی ترسناک به‌نظر می‌رسد. روزی «تمبلتون» با دوستش تصمیم می‌گیرد با گاری موتوری‌اش به دنبال کسب درآمد باشند، بعد از مدتی ناگهان ترمز گاری عمل نمی‌کند و در سرازیری تپه می‌افتند و خیلی می‌ترسند؛ اما ناگهان بنزین موتور تمام و گاری نزدیک خیابان متوقف می‌شود. ترس در حین تعقیب‌وگریز بچه‌رئیس با کسانی که او را تعقیب می‌کردند نیز باعث خنده‌دارشدن و درعین‌حال ترسیدن شده است. در قسمت پنجم ترس از موجود خیالی به نام «ابروسبیل» و سگی به نام باگ باعث شد این قسمت سراسر پر از وحشت و ترس و خشونت باشد. تاریکی خانه هم مزید برعلت شده است. در طول داستان بچه‌های کوچک از هوشنگ کبابی می‌ترسند و همیشه ردِّ پای او در اتفاقات انیمیشن به چشم می‌خورد. در قسمت آخر تبدیل‌شدن خانم جوراب‌شلواری به یک پیرزن، در نگاه اول یک حس ترس در مخاطب به‌وجود می‌آورد که آزاردهنده است.

ادامه متن
جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

بحث لفظی بین مادرشوهر و عروس که از حسادت ناشی می‌شود، در چندصحنه به‌چشم می‌خورد؛ مثلاً مادربزرگ می‌گوید: حدس می‌زنم در مصاحبه‌‌ی کاری فقط پسرم قبول شود یا در چندصحنه به عروسش حرف‌های نامناسبی می‌زند. در صحنه‌ای مادربزرگ برای رفتن جلوی دوربین رژ لب می‌زند. هم‌چنین او بین نوه‌هایش فرق می‌گذارد و فقط تمبلتون را دوست دارد. البته درنهایت با بچه‌رئیس هم دوست می‌شود. در یک قسمت بچه‌ها پشت سر مادربزرگشان غیبت می‌کنند. در این انیمیشن «جیمبو» بدنش لخت است و فقط یک شورت پوشیده است. در صحنه‌ای از قسمت چهارم، خانم کتابدار وقتی برای بچه‌ها کتاب می‌خواند، به بچه‌ی سیاه‌پوستی که در کتاب است، می‌گوید: سیاه‌سوخته و این تبعیض نژادی محسوب می‌شود. در چندسکانس بچه‌رئیس و برادرش آروغ می‌زنند که مورد پسند نیست. دروغ‌هایی هم در این بین گفته می‌شود؛ به‌عنوان مثال در قسمت پنجم تمبلتون برای اینکه مادربزرگ را دست‌به‌سر کند، دروغ می‌گوید یا پرستار بچه‌ها به مادربزرگ می‌گوید: خانه‌ی قبلی که در آن کار می‌کرده، آتش گرفته است. تیم به برادرش، بچه‌رئیس، در صحنه‌ای حسادت می‌کند؛ زیرا پرستار او را بانمک خطاب کرده بود. در چندمورد بی‌احترامی به والدین به چشم می‌خورد؛ مثلاً بچه‌رئیس به پدرش زبان‌درازی می‌کند یا تیم با پدرش بلند حرف می‌زند. در قسمت یازدهم هم بچه‌های نوزاد برای پیداکردن فرمول سرم به همدیگر خیانت می‌کنند. این‌ها نمونه‌هایی از ناهنجاری احتماعی موجود در این فصل است.

ادامه متن
جزئیات
پیام مثبت

این سریال تلاش و کوشش برای رسیدن به اهداف و کمک به همدیگر را سرلوحه‌ی خود قرار داده است. عنصر خانواده و کمک به همدیگر از مهم‌ترین اهداف این انیمیشن است. هم‌چنین تأکید می‌شود نباید از ابتدا به کسی سوء‌ظن داشت و باید به او محبت کرد تا او را جذب خود کرد. باید توجه داشت که نوزادان و سالمندان هردو به توجه و محبت اطرافیان نیازمند هستند و باید وقت بیشتری برایشان گذاشت.

جزئیات
الگوی مثبت

بچه‌رئیس الگوی خوبی برای بچه‌ها و بزرگسالان است، او برای رسیدن به ریاست تمام تلاش خود را کرد و درنهایت به هدفش رسید. وقتی هم به این پست رسید، برای کمک به رئیس قبلی تلاش خود را کرد تا او را نجات دهد. تمبلتون، برادر بزرگ او، بسیار در این راه به او کمک کرد و نمونه برادر خوب و همدل بود. جیمبو و استیسی از دوستان بچه‌رئیس بودند که با او همراه بودند و حسادت نکردند و او را برای رسیدن به ریاست کمک کردند.

ادامه متن

خلاصه سیزده قسمت را توضیح دهد. با این کار قوه‌ی خیال و بیان کودک تقویت می‌شود.

 از او بپرسید نظرش در رابطه با تقابل سالمندان و نوزادان چیست؟ آیا این تقابل عقلانی است یا خیر؟

 اگر جای بچه‌رئیس بود برای تلافی‌کردن چه می‌کرد؟ اگر می‌بخشید، چه اتفاقی می افتاد؟

 نظرش در رابطه با دل‌کَندن از اسباب‌بازی‌هایش چیست؟ آیا مانند تمبلتون می‌تواند بگذرد یا خیر؟

 اگر به جای کارگردان بود پایان سریال را چگونه می‌نوشت؟

نظرش در رابطه با موجودات خیالی چیست؟ آیا تاکنون آن‌ها را دیده است؟ آیا واقعاً وجود دارند یا خیر؟

اگر روزی بچه‌رئیس شود، چه کارهایی برای جلب توجه اطرافیان خواهد کرد؟

خلاصه: نظرش را در رابطه با پایان‌بندی بپرسید و بگویید اگر جای بچه‌رئیس بود، سالمندان را می‌بخشید یا تلافی می‌کرد؟

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه