• امروز : ۱۲ اسفند ۱۳۹۹

بد‌ترین پسر دنیا

بررسی تخصصی کتاب Legend of the Worst Boy in the World

بد‌ترین پسر دنیا

author-img

توسط : کدومو ارزیاب کدومو

10 ماه پیش مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه

دیدگاه کدومو

8 + kodoumo-logo
امتیازدهی‌های «کدومو» مبتنی بر مهم‌ترین مطالعات رشد است. ما حداقلی از سن را نمایش می‌دهیم که محتوای اثر از لحاظ رشد کودک مناسب باشد. درجه‌بندی این قسمت، بر اساس کیفیت کلی اثر است.

ویل در خانواده به دنبال هم‌صحبتی می‌گردد تا مشکلات روز‌مره‌اش را با او در میان بگذارد. او تصمیم می‌گیرد با پدر بزرگش صحبت کند. ویل برای او تعریف می‌کند هنگامی که دو سالش بوده، برادر چهار ساله‌اش او را از خانه بیرون می‌برد و بعد مادر نجاتش می‌دهد.

سال 2007 ۸۲ صفحه جزئیات کامل اثر

شاخص های اثر

شما هم بررسی کنید
جزئیات
خشونت

مارتی چهارساله‌ است و با برادر کوچکش ویلی، برخورد خوبی ندارد؛ به سرش ضربه می‌زند، او را می‌ترساند و سعی می‌کند از خانه بیرونش کند. مادر، ویلی را پیدا می‌کند و سر مارتی فریاد می‌زند. او ویلی را تهدید می‌کند که برای تنبیه کردنش در پارک خانه‌شان زندانی‌اش می‌کند.

جزئیات
ترس

وقتی ویلی کوچولو در خیابان گم می‌شود، تعلیق داستان و نگرانی از بابت اتفاقی که ممکن است برای او بیافتد می‌تواند برای خوانندگان حساس‌تر ترسناک باشد. پدربزرگ داستان مبارزه‌اش با کوسه و مجروح شدنش را تعریف می‌کند.

جزئیات
ناهنجاری اجتماعی

برادر کوچکتر ویلی به مادرش می‌گوید که دوستش مثل بزرگتر‌ها برچسب خالکوبی می‌زند، ولی مادر به او اجازه نمی‌دهد از آن برچسب‌ها استفاده کند. پدربزرگ تعریف می‌کند که در کودکی کیف مدرسه‌اش مورد سرقت قرار گرفته، مادر برای نجات دادن ویل به او دروغ می‌گوید تا بغلش کند، تصویری کاریکاتوری از فضای شخصی ویل در حالی که روی سرویس بهداشتی نشسته است کشیده شده. مارتی برادر کوچکش را مخفیانه و دور از چشم پدر و مادر به بیرون از خانه می‌فرستد و برادرش را فریب می‌دهد و به او می‌گوید این یک بازی جدید است.

ادامه متن
جزئیات
پیام مثبت

اهمیت گفتگو در خانواده و گوش دادن به درد دل‌های دیگران، توجه کردن به محیط زیست، هم‌چنین به کارگیری سبک زندگی دوست‌دار محیط زیست مانند استفاده از کهنه به جای پوشک برای کودکان خانواده، بی‌تابی نکردن در مواجهه با مشکلات، توجه به این نکته که مشکلات ما پایان دنیا نیستند و هر کسی برای خود مشکلاتی دارد، همه‌ی این ها از پیام‌های مثبت کتاب هستند.

جزئیات
الگوی مثبت

شرح کلی معیار: پدر بزرگ برای گوش دادن به درد دل‌های نوه‌اش، ویل، وقت می‌گذارد و سعی می‌کند به صورت غیر مستقیم به او نکاتی آموزنده درباره‌ی زندگی یاد بدهد.

جزئیات
ارزش آموزشی

پدربزرگ درباره‌ی خط هیروگلیف صحبت می‌کند، ویل معنای کلمه‌ی «نتیجه‌ی اخلاقی» را از مادرش می‌پرسد و او برایش توضیح می‌دهد.

آنچه لازم است والدین بدانند

لازم است والدین بدانند کتاب «بدترین پسر دنیا» بر خلاف تصوری که ممکن است نام کتاب در ذهن ایجاد ‌کند، درباره‌ی پسر بچه‌ی نه ساله‌ و آرامی به نام ویل هست که دلش می‌خواهد درباره‌ی مشکلات روزمره‌اش با اعضای خانواده حرف بزند. در این کتاب نقش خانواده و اهمیت گفتگو کردن در آن برای حل مشکلات، بسیار پررنگ تصویر شده است. از این داستان می‌توانید به عنوان نقطه‌ی شروعی برای صحبت کردن درباره‌ی عواقب تصمیمات و انتخاب‌هایی که در زندگی انجام می‌دهیم استفاده کنید. توصیه می‌شود درباره‌ی احساسات ویل در مقاطع مختلف داستان با کودک خود گفتگو کنید، به ویژه درباره‌ی احساس تنهایی و بی‌هم‌زبانی ویل در میان خانواده با فرزند خود به گفتگو بپردازید. ابراز همدلی کامل نسبت به احساسات کودکان و پیش پا افتاده ندانستن احساسات آن‌‌ها می‌تواند در این گفتگو‌ها راه‌گشا باشد. توصیه می‌شود در حین گفتگو اجازه بدهید که کودکان نکات را کشف کنند و با کشف قضایا آن ‌ها را تشویق کنید.

خلاصه:در این کتاب نقش خانواده و اهمیت گفتگو کردن در آن برای حل مشکلات، بسیار پررنگ تصویر شده است.

ادامه متن

با کودکان خود صحبت کنید درباره

ویل درباره‌ی مشکلاتش با پدربزرگش صحبت می‌کند. به نظرت اگر جای او بودی با چه افراد دیگری میتوانستی درد دل کنی؟ /به نظرت هنگامی که پدر و مادر ویل فرصت صحبت کردن با او را نداشتند، ویل چه احساسی داشت؟/ هنگامی که مارتی برادرش را به بیرون خانه فرستاد چه قصدی داشت؟ آیا او متوجه عاقبت کارش بود؟

خلاصه: به نظرت هنگامی که پدر و مادر ویل فرصت صحبت کردن با او را نداشتند، ویل چه احساسی داشت؟

داستان کتاب

ویل پسر دوم خانواده است و نه سال دارد. او احساس تنهایی می‌کند، زیرا حس می‌کند مادرش فقط به برادرهای کوچکش توجه دارد و پدرش هم فقط فرصت صحبت کردن با مارتی، برادر بزرگش را پیدا می‌کند. ویل دلش می‌خواهد مشکلاتش را به پدربزرگش بگوید و با او درد دل کند. پدربزرگ قبول می‌کند داستان او را بشنود به شرطی که بتواند از مشکلات خودش نیز به ویل بگوید. ویل احساس می‌کند مشکلاتش در مقابل خاطرات پدربزرگ خیلی کم اهمیت هستند، برای همین داستان روزی را تعریف می‌کند که برادرش مارتی، برای این که بتواند پاستیل بزرگ و قرمز مادربزرگ را به تنهایی بخورد، ویل کوچولوی دو ساله را گول می‌زند و به خیابان می‌برد و به او می‌گوید خط جاده را دنبال کند و برای خودش خانواه‌ای جدید پیدا کند، اما مادرش ویل را نجات می‌دهد و مارتی را تنبیه می‌کند. در پایان ویل متوجه می‌شود پدربزرگ خاطراتش را بازگو می‌کند تا مشکلات ویل برایش آسان‌تر جلوه کند.

جزئیات کتاب

نویسنده: اُاین کالفر

مترجم: شیدا رنجبر

ژانر اثر: طنز

کشور سازنده: انگلستان

انتشارات: افق

سال تولید: ۲۰۰۷/۱۳۸۷ تعداد صفحه: ۸۲ صفحه

نظرات کاربران

هیچ نظری وجود ندارد

هیچ نظری وجود ندارد

افزودن دیدگاه