آزاد ارمکی و غراب (۱۳۸۷) در تحقیقات خود نشان داده‌اند دیدگاه افراد نسبت به بدن در سه طیف قرار می‌‌گیرد:

دسته‌‌ای بدن را به‌مثابه طبیعت، امانت الهی می‌دانند که باید از آن مراقبت شود؛ بنابراین، هرگونه دستکاری در آن را ناشایست می‌‌دانند.

دسته‌ی دیگر بدن را واسط و میانجی برای برقراری ارتباط با دیگران و دنیای بیرون می‌‌دانند؛ بنابراین، توجه به بدن و دستکاری آن را به‌معنای احترام به ظاهر و احترام به شخصیت درونی خود و پسندیده و مطلوب می‌دانند.

“به‌جای اندازه و شکل ظاهری، بر رفتار، استعدادها و ویژگی‌های شخصیتی تمرکز کنید.”

از نظر دسته‌ی سوم، انسان چیزی جز جسم و بدن نیست و بدن می‌‌تواند به یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌‌های هویت تبدیل شود؛ ازاین‌‌رو، از نظر آنان هرگونه مداخله در بدن جایز است.

«تصوّر بدنی» عبارت است از احساسات، ادراکات و افکاری که فرد از بدن خویش دارد و مواردی از قبیل ارزیابی جذابیت جسمی و عواطف مربوط به اندازه و شکل بدن را دربرمی‌گیرد. مقدمه‌ی این تصویر از زمان تولّد شکل گرفته است و همان‌طورکه فرد رشد می‌‌کند، طی مراحل زندگی‌اش تغییر می‌‌کند.

کیوان‌آرا و همکاران (۱۳۹۱) نشان داده‌اند رسانه، خانواده، مدرسه و اطرافیان از عناصر تأثیرگذار بر تصوّر بدنی زنان هستند که در میان آن‌ها «رسانه» قدرت تبیین و تأثیر بیشتری داشته است. به اعتقاد او، تصوّر از بدن که با تجربه‌های اولیه‌ی فرد شکل می‌‌گیرد مفهومی منعطف و تغییرپذیر است؛ یعنی در ارتباط با فرهنگ و تجربه‌های بعدی فرد تغییر می‌‌کند و شکل می‌‌پذیرد. تجربه‌های اولیه در ارتباط با تصوّر از بدن در دوره‌ی کودکی شکل می‌‌گیرند. مطالعات نشان می‌دهد که بچه‌های پنج‌ساله هم گاهی می‌گویند بدن خود را دوست ندارند.

زنان و دختران بخش مهمی از جامعه هستند و ادراکات، احساسات و تصوّراتی نسبت به بدن خود دارند که نیاز به شناخت دارد. زنان نسبت به بدن و تصویر ذهنی آن بسیار حساس هستند و آموخته‌‌های دوران کودکی ممکن است در پیدایش تصوّر زنان از بدنشان عاملی تعیین‌‌کننده باشد. (مختاری و عنایت، ۱۳۸۸: ۸)

بررسی‌ها درمورد تصویر بدن نشان می‌دهد که والدین نقش بسیار زیادی در شکل‌گیری تفکّر و احساس کودکان درمورد بدن خود دارند. شروع تقویت تصویر بدن کودکان در اوایل، حتی در دوره‌ی پیش‌دبستانی، می‌تواند تفاوت زیادی در احساس کودکان نسبت به خود هنگام بزرگسالی ایجاد کند.

همچنین در خیلی از فیلم‌ها و حتی انیمیشن‌ها به ساختن تصور کلیشه‌ای از بدن دختران دامن زده می‌شود. مثلا یکی از انیمیشن‌های پرطرفدار این روزها، سری انیمیشن‌های «دختر کفشدوزکی» است که فقط هم به انیمیشن محصور نیست؛ بلکه بازی‌های رایانه‌ای، اسباب‌بازی و … میزان محبوبیت این شخصیت در میان دختران را افزایش داده است. ابرقهرمان دختر که ویژگی‌های بدنی خاصی دارد.

بخوانید: ماجراجویی در پاریس (دختر کفشدوزکی)

تصوّر و چگونگی درک زنان و دختران از بدن خود بر توانایی آن‌ها در برقراری ارتباط با دیگران و پاسخ‌هایی که دیگران به آن‎ها می‌‌دهند تأثیر می‌گذارد. این تصوّر از خود بر نحوه‌ی تجربه‌کردن زنان و دختران از بدن‌‌هایشان در زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد. (اباذری، ۱۳۸۷: ۱۲۹)

تصویر ذهنی منفی از خود به نارضایتی از بدن، احساس جذاب‌نبو و درنهایت مشغولیت فکری نسبت به وضعیت ظاهری قسمتی از بدن و اختلال در عملکرد منجر می‌شود. (کیوان‌آرا و همکاران، ۱۳۹۱: ۵۴)

“به‌جای وزن و اندازه درباره‌ی سلامتی بحث کنید.”

همچنین، این تصوّر بر احساس زنان و دختران از خود، میزان اعتمادشان به موقعیت‌‌های اجتماعی و ماهیت روابط اجتماعی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. (کیوان‌آرا و همکاران، ۱۳۹۱: ۱۳۰)

نارضایتی‌‌ها و نگرانی‌‌های نشئت‌گرفته از تصوّر بدنی به مشکلاتی مانند جراحی‌‌های زیبایی، افزایش رژیم‌‌های غذایی سخت‌‌گیرانه و بدون نظارت پزشک، بی‌‌نظمی تغذیه و… منجر می‌شود که این حساسیت در میان زنان و دختران جوان بیش از مردان است. (خواجه‌نوری، ۱۳۹۰: ۸۲)

همچنین، تصوّر زن از بدن خویش به این دلیل اهمیت دارد که پیامدهایی با اثر شگرف بر سلامت خانواده و جامعه به بار می‌آورد. گرایش‌‌های بی‌اندازه به بدن و ظاهر در زندگی زن او را از تقویت دیگر وجوه فکری و موفقیت‌‌های اجتماعی دور می‌‌کند. (مختاری و عنایت، ۱۳۹۰: ۶۹)

پیامدهای منفی نارضایتی از تصوّر بدنی در سطوح فردی و اجتماعی؛ از جمله‌ی این پیامدها به ابتلا به انواع اختلالات جسمی و روانی، اختلالات تغذیه، انجام جراحی‌‌های زیبایی، استفاده‌ی روزافزون از لوازم آرایشی، هزینه‌شدن پول، وقت و انرژی افراد برای همانندسازی بدن خود با بدن‌‌های ایدئالِ به‌نمایش‌درآمده در رسانه‌‌ها، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی در زمینه‌ی بدن و تغذیه، دورشدن از ارزش‌‌های مذهبی و سنتی راجع‌به بدن، غافل‌ماندن از ابعاد معنوی و باطنی و سرگرم‌شدن به جنبه‌‌های ظاهری و جسمی و… [می‌توان اشاره کرد]. (ریاحی، ۱۳۹۰: ۱۰)

بخوانید: ماجراجویی در نیویورک (دختر کفشدوزکی)

پژوهش قادرزاده و همکاران (۱۳۹۳) نیز نشان می‌دهد جراحی زیبایی باوجود ارتقای اعتمادبه‌نفس زنان، مخاطرات جسمی، وسواس زیبایی، اختلال در زندگی روزمره و انزوای اجتماعی را به همراه دارد.

منشأ این نوع تفکّرات چیست؟

این تفکّرات علل زیادی دارد که مختصراً به چند مورد اشاره می‌شود:

غلبه‌ی فرهنگ بیگانه: یکی از علل توجه به بدن و تلاش مخاطره‌آمیز برای زیبابودن توجه به کسانی است که نماد زیبایی در جامعه‌ی مدرن هستند. زنان با مصرف رسانه‌‌های مختلف در تلاش هستند تا از جدیدترین مدها باخبر شوند و خود را با شخصیت‌‌های دلخواه خود همانند کنند.

رواج فرهنگ چشم‌وهم‌چشمی: شکل‌‌گیری فرهنگ چشم‌وهم‌چشمی ازجمله علل رواج توجه بیش‌ازاندازه به بدن، استفاده‌ی بیش‌ازاندازه از لوازم آرایشی و پناه‌بردن به جراحی‌‌های زیبایی است.

اعتمادبه‌نفس پایین: اعتمادبه‌نفس پایین در زنان باعث می‌‌شود دست به جراحی‌‌های مختلف بزنند، از وسایل آرایشی مختلف استفاده کنند و به پوشش و آرایش خود بیش‌ازحد بها دهند تا اعتمادبه‌نفس بیشتری کسب کنند و کمبودهایی که تصوّر می‌کنند را جبران کنند.

بخوانید: ارزیابی تربیتی بازی دختر کفشدوزکی

نسبت به همه‌ی این موارد، اگر از همان ابتدای کودکی، با آموزش صحیح به فرد، از بروز چنین مسائلی جلوگیری به عمل بیاید، در بزرگسالی کمتر با نتایج مخرّب آن‌ها مواجه خواهیم بود.

راهکارهای پیشگیری

روش‌هایی برای ایمن‌سازی کودکان دربرابر معضلات تصوّر بدن پیشنهاد می‌کنیم که هرکدام می‌تواند آثار مفیدی در ذهنیت و شناخت کودک به جای بگذارد.

  1. به‌جای اندازه و شکل ظاهری، بر رفتار، استعدادها و ویژگی‌های شخصیتی تمرکز کنید. هنگام بحث درباره‌ی شخصیت‌های خیالی، افراد مشهور و دوستان و خانواده، درمورد کارهایی که انجام می‌دهند صحبت کنید، نه درمورد شکل ظاهری آن‌ها. درباره‌ی خصوصیاتی مانند مهربانی، کنجکاوی، علایق و پشتکار و مهارت‌های زندگی با فرزندتان صحبت کنید که او بداند این ویژگی‌ها بیشتر از ظاهر فرد اهمیت دارد. از جملاتی مانند «برای موفقیت درمورد فلان عمل چقدر لازم است برای آن تمرین کنیم؟» «چطور می‌توانیم یک دوست خوب پیدا کنیم؟» چطور می‌توانیم به خواسته‌ای که برای ما آسیب دارد «نه» بگوییم؟»‌
  2. به‌جای وزن و اندازه درباره‌ی سلامتی بحث کنید. مثلاً بپرسید: «هنگامی که شما ورزش می‌کنید بدن شما چه حسی دارد؟» یا به فرزندتان بگویید: «من وقتی غذای سالم می‌خورم، بدن سالم‌تری دارم و بسیار پرانرژی هستم.» برای انتقال این مضامین از گفتن داستان هم می‌توان استفاده کرد.
  3. نگرش مثبتی از بدن خود به فرزندتان منتقل کنید و همچنین نگرش مثبتی از بدن فرزندتان به او منتقل کنید؛ زیرا فرزندتان از شما به‌عنوان یکی از افراد مهم زندگی‌اش الگو می‌گیرد و اظهارنظرهای شما برای او بسیار مهم و تأثیرگذار است. مثلاً از او بپرسید که با آن بازوهای قوی چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که فکر می‌کنند مادرانشان بدنشان را دوست ندارند درنهایت بدن خود را دوست نخواهند داشت و دخترانی که پدرانشان نسبت به وزنشان بسیار حساس هستند معمولاً فکر می‌کنند که توانایی جسمی آن‌ها کمتر از دخترانی است که پدرانشان این حساسیت را ندارند.
  4. گفت‌وگو درمورد چاقی را در خانواده‌ی خود ممنوع کنید. والدین، به‌ویژه مادران، اگر از ظاهر یا بدن خود شکایت کنند، تأثیر منفی بسیار زیادی در تفکّر فرزندشان درمورد بدن خود به جای می‌گذارند.
  5. به بچه‎‌ها یادآوری کنید که بدن به هر شکل و اندازه‌ای وجود دارد و این تنوّع در شکل و رنگ و اندازه از شاهکارهای خلقت است، این مسئله طبیعی است؛ حتی اگر چنین چیزی در رسانه مطرح نشود. اکنون عروسک باربی هم با اندازه‌ها و تنوّع‎های قومی مختلف ارائه می‌شود.
  6. مراقب کلیشه‌های رسانه‌ها در استفاده‌ی کودکان خود از رسانه باشید. از زمانی که بچه‌ها در پیش‌دبستانی هستند، به دنبال برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‎ها و سایر رسانه‌هایی باشید که اندازه‌های بدن سالم و متنوّع را به تصویر می‌کشند و از خطوط داستانی جنسیتی یا کلیشه‌ای یا شخصیت‌های جنسیتی مانند آرایش‌کردن دختران جوان و… اجتناب کنید.
  7. به بچه‌ها بیاموزید که چگونه عکس‌های مجلات و تبلیغات توسط رایانه‌ها تغییر می‌کنند تا مدل‌ها قدبلندتر، لاغرتر و با پوست صاف‌تر به نظر برسند. به‌صورت بازی و سرگرمی به فرزندتان فتوشاپ را نشان دهید و به آن‌ها بگویید که این تصاویر واقعی نیستند و و با دنیای واقعی خیلی فاصله دارند.
  8. اگر دختر شما در سنین بلوغ است و از بدن خود احساس نارضایتی دارد، به او اطمینان خاطر بدهید که همه‌ی افراد در این سن چنین باورهایی را تجربه می‌کنند و این سن یک سن گذراست و او در هر سن و وضعیتی خواستنی و دوست‌داشتنی است.
  9. با توجهِ بی‌قیدوشرط و دادن اعتمادبه‌نفس و حرمت نفس به دخترتان، او می‌تواند به سلامت از مشکلات این سن عبور کند. به او یاد بدهید که هر کسی در هر جایگاه و شرایطی که هست ارزش خاص خود را دارد و منحصربه‌فرد است و جایی برای مقایسه‌ی خود با دیگران نیست.
  10. همدلی‌کردن را به او بیاموزید. مثلا اینکه اگر کسی در مورد بدن شخصی انتقاد کرد آن شخص چه حسی را تجربه خواهد کرد (سعی در درک کردن حس واقعی افراد) یا اینکه اگر کسی اینگونه به شما طعنه بزند چه احساسی خواهید داشت.این موضوع باعث می شود که دیگران را به خاطر بدنشان قضاوت نکند زیرا او یاد می گیرد همان گونه که من از اظهار نظر دیگران نسبت به بدنم ناراحت می شوم دیگران هم ناراحت می شوند و همین طور او وقتی خود واقعی اش را ارزشمند بداند قضاوت دیگران روی او اثری نخواهد داشت و همینطور خود واقعی دیگران را هم ارزشمند خواهد دانست.
  11. بچه‌ها را برای زمانی که دیگران نسبت به بدن یا ظاهر خود اظهارنظر، مقایسه یا انتقاد می‌کنند آماده کنید. موقعیت‌هایی را ایجاد کنید که بچه‌ها به حالت نقش‌بازی‌کردن پاسخ‌های مختلف را امتحان کنند. مثلا پاسخ‌هایی مانند «برای من مهم نیست که ظاهرش چطور است؛ او از نظر شخصیتی دوست‌داشتنی است.» به او یاد دهید.

نکته‌ای درمورد عروسک‌های باربی

وقتی دختران ما با عروسک‌های مانند «باربی» بازی می‌کنند، سعی می‌کنند از لحاظ ظاهری و پوشش شبیه به باربی‌ها و پرنسس‌ها شوند و آن ظاهر را معیار زیبایی می‌دانند و گاهی به‌خاطر این موضوع و تفاوت‌های طبیعی ظاهری دچار خودباختگی می‌شوند. لازم است در چنین مواقعی با آن‌ها درباره‌ی معیار واقعی زیبایی صحبت کنید. حتماً در ابتدا درباره‌ی این موضوعات از ذهنیت او آگاه شوید و بعد او را با معیارها و ارزش‌های حقیقی زیبایی آشنا کنید.

خوب است هنگام خریداری عروسک، عروسک‌هایی خریداری شود که هم منطبق با فرهنگ ملّی و بومی خانواده باشد و هم چنین آسیب‌هایی برای کودک نداشته باشد تا کودک از همان سنین پایین با معیارهای درست آشنا شود.

منابع:

مقاله‌ی «مطالعه‌ی کیفی نگرش و ادراکات زنان از بدن با تأکید بر جراحی‌های زیبایی»، افسانه قاسمی

مقاله‌ی «۵ روشی که والدین کودکان پیش‌دبستانی می‌توانند حس مثبت به بدن را افزایش دهند»، سریا فیلوسی